Machine transcription
(٣٤٨)
یعنی ما همه مقامات را طی کرده و دیدیم و از هیچ یک تسلی نشدیم،
اما باز هم وصل از هجر بهتر است و حضرت خواجه درین باب چنین
میفرمایند.
بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت و ندران برگ و نوا خوش نالها زار داشت
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوهٔ معشوق در این کار داشت
معشوق چندی بیوفائی بسر برده بعد آن از بی پروائی چشم
نظر کرده می بخشد، و عاشق بیچاره از ایام گذشته حکایاتی که بخاطر
دارد قصد آفرینش میکند، معشوق را اطمینان میدهد که هرگز
ندارد
شکایتی نیست اوضاع اتفاقیه پیش شد، بگذشت
خوب
آنچه گذشت، حالا این ماجرا را باین نوعت رویت میدهد.
مگر ز دست زلف مشکینت خطا رفت ورزمند شما بر من جفا رفت
اینجا لطیفه که در رسم بلاغت را بی انتها پایه رفعت میدهد که ظلم و
ستم را اینطرف معشوق نیکو بد و سلسله زلف نسبت داده یاد
میکند و او را بند و یعنی ظالم و راه زن میگفت که گر پیش آمد
از روزگار واقعه این کار بعید نیست.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 353 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00353.jpg)