Machine transcription
(٣٤٧)
نشسته باشد و این عاشق باریاب شده بعرض رسانم که بی از ناز
و انداز معشوقانه که تشریف دادی تماشائیان را از برق جلوه
ات
دل دوزم بسوز و بگذار بهانا تحریرات تصویر این جذبات چون تصویر
بپرداز میکند . ه
بتخت گل بنشانم بتی چو سلطانی ز سنبل و سمنش ساز و طوق و یاره کنم
کرشمه کن و اسرار ساحری بشکن بغمزه رونق بازار سامری بشکن
بباد ده سرو دستار عالمی یعنی کلاه گوشه بآئین دلبری بشکن
چو عطر سای شود زلف سنبل از باد نو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن
بزلف گوی که آئین دلبری مگذار بغمزه گوی که قلب ستمگری بشکن
برو خرام و ببر گوی چو از هر کس سزای حور بده رونق پری بشکن
عموما خیال میکنند که در عالم وصل خلش خارهای دل با
تسکین میرسد ولی صاحب ذوق میدانند که در لحظه
طپش
وصل شعله های اتش شوق تیز تر میگردد و طپش دل را
صبر و قراری حاصل نمی آید، و اندرین اثنا شاعر میگوید
باره
بكل بلاء بينا فلم يشف مابنا على ان قرب الدار خير من البعد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 352 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00352.jpg)