Machine transcription
(٣٤٠)
سعدی
حافظ
ای گنج نوشدار و خستگان نظرا
چه عذر از بخت خود گویم که آن عیار شهر آشوب
مرهم بدست و ما را مجروح میگذاری
بتلخی کشت حافظ را و شکر در دهان دارد
خواجه صاحب الصنف کلا پیرایه مضمون شیخ را بلطافتی خوشنما تر میسازد . ه
کے فقرہ
سلمان
حافظ
رندی و عاشقی و قلاشی
عاشق و رند و نظر بازم و میگویم فاش
هیچ شک نیست که در ما همه هست
تا بدانی که بچندین هنر آراسته ام
علاوه از چستی و ارتباط و جوش بیان سلمان کلمین قدر میگویند
که من ندیمه این اوصاف را دارم اما شوه تی ندارد که باین دو
افتخار میکند یا ندامت میکند .
بدون
صنایع مقر است تا نادم ، و حضرت خواجه باستخدام این رباعی
و دیگران را باید
قناعت نداشته چیزی کمالعقیف ناز قرار داده میفرمایند ع
تا بدانی که بچندین هنر آراسته ام
سلمان
حافظ
نکونامیست رندان دگر به بد نامی
گرچه بدنامیست نزد عاقلان
مرا نچه پیش تو ننگست فخره با نام است
ما نمیخواهیم ننگ و نام را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 345 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00345.jpg)