Machine transcription
(۳۲۸)
دو یار زیرک و از باده کهن دومنی فراغتی و کتابی و گوشه چمنی
من این مقام بدنیا و آخرت ندهم اگرچه در پی ام افتند خلق انجمنی
بیگمان که شان و شوکت و جاه و جلال و دبدبه و طنطنه دنیا
دار میافکار شانرا بخود مائل میسازد، ولی اینست که از نه
دل شان این صدا میآید، که تاکی ؟ و این نیرنگی تا کجا ؟ پس
حیات بیحاصل را بطومار این طلسم باطل حیات بیحاصل را نباید پیچید.
بس کن تکبر و ناز که دیده است روزگاری چین قبای قیصر و طرف کلاه کی
حاصل کار گه کون و مکان اینهمه نیست باده پیش آر که اسباب جهان اینهمه نیست
بیش از خرده خاک حال دل شوکت این که از جمشید و کیخسرو بهزار باداستاداری
گره بباد مزن گرچه بر مراد وزد که این سخن بتمثل باد با سلیمان گفت
و این مسلک انقدر پسندیدۀ حضرت خواجه بود که بوریای فقر را
از مسند جمشید عالی و خوشتر میدید و بشخص خود در این خیال مستر
بوده میخواستند کافه ازین جهان ستی محظوظ و مستفید
گردند، چنانچه ذاتا از مناظر قدرت یعنی بهار و سبزه و
آب روان و چمن و مرغزار بهرهها می بردند و میدانستند که برای آنک
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 333 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00333.jpg)