Machine transcription
(۲۸)
تنگدل گشتم از خبرش که جوان بود و زیرک و استاد
گرچه نمکین شدم زواقعه اش گفتم الحق از ان یکی دلشاد
که شنیدم که او بوقت وفات بوصیت لب و دهان بکشاد
از جو و کاه و از جل و فتار هرچه بد در وجوه خیر نهاد
در چنان وقت اینچنین توفیق همه جا نور خدا بهاد
وجهیم گشت تعزیت نامه بتوان سر و کریم نهاد
بر تو فرض است حق گذاری او زانکه در خدمتت بسی ایستاد
مستحقتر زاسپ من نبود گر وصیت همی کنی افتاد
هیچ تاخیر برنتابد خیر زود تعجیل کن که خیرت باد
و همچنان بخیلی را هجو میکند
دی مرا گفت دوستی که مرا با فلان خواجه از پی دو سه کار
سخنی چند هست و از پی ان خلوتی میبایدم ناچار
خلوتی آنچنان که اندر وی هیچ مخلوق را نباشد بار
گفتم این فرصت ار توانی یافت وقت نان خوردنش نگه میدار
باز در هجو بخیلی مینویسد *
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 33 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00033.jpg)