Machine transcription
(۳۱۵)
سلمان حافظ
آوازه جمالت تا در جهان فتاده
عید است و موسم گل ساقی بیار باده
خلقی جستجویت سر در جهان نهاده
هنگام گل که دید است بی قدح نهاده
مطلع های حضرات بکلی از هم جدا است که موازنه آن نمیتوان شد.
سودای زلف مشکم بر باد داده حاصل
گل رفت ای حریفان غافل چرا نشیند
مطرب بزن ترانه ساقی بیار باده
بی بانگ رود چنگی بی یار و جام و باده
اینجا مصرع دوم سلمان برجسته و مستانه تر مینماید
مائیم بسته دل در لعل دلگشایت
زین زهد و پارسائی بگرفت خاطر من
آن لب بخنده بکشا تا دل شود کشاده
ساقی پیاله ده تا دل شود گشاده
صنعت اضداد را هر دو جانب لحاظ میکنند اما عبارت سلمان
مصفا تر است یعنی در بستن و کشادن. و گرفتن و کشادن
همین صنعت با همی است ولی معنی حقیقی گرفتن اینچنین نیست
بلکه از محاوره این معنی لحاظا هم میسازد و علاوه از ان توجیه
کشاد نا دل بکه برد و پهلو لفظا و معناً کلام سلمانرا روشن تر
ساخته یعنی لب بکشا که مرا گشایش دل حاصل شود چرا که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 320 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00320.jpg)