Machine transcription
(٢٦)
شراب سرخ و زشرم رنگ آمیز چنین میانه شهر عقار می آید
زخشک جمع شاخ درخت بهت بهر کلان و که می بچیدم و دیگر بهار می آید
ز بسکه دشمنے دل خسته بسته در فتراک چنان نمود مرا کز شکار می آید
گرفتمت بیچ ده در حدیث واوگرا بقدر حاجت پاسخ گذار می آید
بران فریبے از عشوه بست در کارم مرا زساده دلی استوار می آید
مرا غرور که تشریف میرسد بذات خود بر آنخدمت صدر کبار می آید
در قصیدهٔ دیگر که از لیت ولعل ممدوح خویش شکایت دارد
مقصدی را آسان وروان به ردیف ــ هیچ ادا میکند :
هیچکر میكند صدر او مدار کزان پیش مرا محروم مانده دار و ان بهانه هیچ
هر روز بامداد کنم رو به درگهش یکدل پر از امید و پس آنگه شبانه هیچ
چندین هزار تیر معانی ترکش طبع کروم کشاد و تا عدا ز و بر نشانه هیچ
پنجاه سال خدمت اینخانه کرده ام وامروز نیست بهرهٔ من در فسانه هیچ
گر مستحق هیچ نیم من بدین هنر پس کیست مستحق عطا در زمانه هیچ
از طالعت اینکہ من آفتاب چرخ مشهور عالمیم و بران آستانه هیچ
رانم نمیدهی که ترا در خزانه نیست یعنی کریم را نبود در زمانه هیچ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 31 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00031.jpg)