Machine transcription
(٢٥)
مضمون از ابداعاتست
مضمون آفرینی
۱- بسا مضامین خاصه تجدید کرده اوست که اساس آفرینش مضامین
متاخرین هم بر آن تمکین دارد، مثلاً
چون صبح باز کرد درین ابوسعف
چرخش در سمت مغربی اندر دهان نهاد
افگند چار نعل هلال آسمان دوبار
تا بار کاب خواجه عنان برعنان نهاد
بیرون فگند چرم تر از و زبان بکام
از بسکه بار جود بر دیگران نهاد
۲- بطرزهای مشکله ترین تازه تازه مضامین پروی کارمی ارتقاید مثلاً
در گرد عزم او نرسد برق گرم رو
در آتش بود مثل چون شرار پای
از یمن همت تو بر آرم چو مویر پر
از فرط عجز اگر چه ندارم چومار پای
ترسم که چون در ارزش این شعر هیچکس
در گوش خویش جاند هد چون هزار پای
و نیز یک قصیده کثیر حاصلی به ردیف برف نگاشته اند. ه
هر گز کسی ندید بدینسان نشان برف
گوئی که نقره ییست زمین در میان برف
مانند غنچه دانه که در پنبه تعبیه است
اجرام کوه گشته نهان در میان برف
۳- جزالت و سلاست که خاصه کلام ظهیر فاریابی بود، درین ببارد بکمال
نیز انطابق سبقت نموده مثلاً. ه
سپیده دم که نسیم بهار می آید
نگاه کردم و دیدم که یار می آید
معنی اظهریست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 30 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00030.jpg)