Machine transcription
صفحه ٢
( شماره ٣٧ )
مجمد ٤
آنجا شر ساقط خواهد شد و تنها خیر
میماند . پس باید عالم ابدیت عالم سعادت
باشد .
و این سعادترا که در نظر من مطبوعتر
و مرغوبتر میسازد وعده های شیرین
و تجلیات پر لذتیستکه قر آن مجید وعده
فرموده . اگر چه پهلوی آن وعده ها
وعید ها است . و همچنینکه آن وعده ها
مرا بر ذوق میسازد طبعاً بعضی اوقات
تصور وعیدها هم لرزه باندام من میارد
زیرا بشر هستم و همچنینکه جوهر خیر در
من است از داشتن يك جذبه شر خالی
نخواهم بود . مگر هر چند این ترسها
زیاد شود . و یا هر چند که آن وعید ها
شدید باشد باز هم آن عالم ابدیت لایدی
بنظرم شیرین است . زیرا آیه شریفی
در قرآن مجید بنظرم میخورد که همیشه در
وقت ترس همچو ستاره امید پیشروی من
میدرخشد که فرموده [ قل یا عبادی الذی
اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله
ان الله يغفر الذنوب جميعاً ] هر بیم و
خوف را از آن عالم پوشیده از دلم دور
ساخته است .
ولی در اینجا من نمیخواهم در دلایل
سعادت ابدی بپیچم . چه انواع ماهیت
آن عالم مستور را حواس ما درک کرده
نمیتواند . تنها به اینقدر اکتفا میکنم بعد
از این حیات محدود يك حیات ابدی
دیگری شروع میشود . و دران حیات
ابدی تمام معانی سعادت را ایمان دارم
اما چیزیكه میخواهم آنرا توضیح بدهم
اینکه سعادت این عالم بسته باعتقاد داشتن
بآن عالم ابدیت است و چنانچه در اول
گفتم قدر لذت ایمان داشتن را بآن عالم
کسی میداند كه درد والم شـــك
و لذت تدقیق و تحقیق را چشیده باشد .
بلی ایمان داشتن بآخرت ادنی سعادت
در این حیات است . زیرا سعادت عبارت
از اطمینان و آرامی دل است ، واگر
دل آرام ومطمئن نبود بهترین حاله این
عالم بدترين . وشيرينترين آن تلخترین
است . بیچاره است كسیكه این اطمینان را
دل او نداشته باشد. زیرا هر شب وروز این
حیات را بر آتش میتپد ... [ و دراین
عذاب هم حق بطرف اوست ] چه حالت
شبکه مد هشتترین رنگهای زنده گی
است . از کجا آمدم ؟ و برای چه ؟
کجا میروم و برای چه ؟ بلکه هر کدام
ما بچشم خود میبیند که در هر ثانیه
که براین عالم میگذرد ملیونها مخلوق
نیکو کار با ک دل با ارمان سپرد خاک
میشوند ، وملیونها ظالم خونخواربا غرور
می میرند . که اولیها نیکی را جزبدی
ودومیها بدی را جز نیکی ندیدند . وعلی
هذا در هر ساعت عالمهای بی توازنی وغلبه
شر بر خیز بنظر میا ید . از این رو
اولین سوالیكه بعد ازاین تصور پیشروی
انسان میاید همینستكه :
آیا خاتمه این کائنات بر انتظام وبر
جمال همین خواهد بود » ؟
ودر پیدا شدن همین سوال سعادت
یا شقاوت انسان شروع میشود . ولی
طبیعی استكه جواب آن :
نى !... وهذا رائ فی ... ! میباشد .
زیرا هر خورده وبزركت این عالم
بل هر ذره از ذره های آن کمال نظام
ودقت . منتهای جمال ورو نقرا نشان
میدهد . البته در نزد قدرت عظیمیکه پیدا
کردن این همه نظامها ورو نقها آسان
بود حل کردن این مشکله که خوردتر
است یعنی توازن دادن بین خير وشر
باید از همه آسانتر باشد : بلکه آن قدوت
عظیمیکه آفتابها باین عظمتشان ومهتابها
باین جمالشان . وستار گان با ین تعداد
شان . و آسمانها باین فراخیشان بالاخره
تمام کائنات با همه موجودا تشان ذره
موی از نظام وخواصیکه برای آنها تعین
فرمود تخلف کرده نتواند ، البته این
بشر ضعیف پارهــا عاجـز تر از تمرد
وعصیان خواهد بود .
بلکه دراین کائنات عظیمیکه هيچ ذره
ولو ساده آن بی خاصیت وبدون فایده
یا سببی خلق نشده است ، نمیشود که این
مخلوق عجیب و پر رشک که اهمترین رتبه
های مخلوقات را اشغال کرده است
یعنی انسان بی سبب و بی فایده یا بامر و بی
با خلق شده باشد . و این خاتمه ظاهری
که آنرا مرگ مینامیم خاتمه حقیقی نه
ظالم و نه مظلوم خواهد بود . والبته
این سلسله موجوده آن که نقصش نمایان
است حلقه دیگری برای خاتمه وتوازن خواهد
داشت . زیرا هرآچند تعمق کنیم می بینیم
که تمام مظاهر حیات بشری عبارت از
يك سلسله ابتدائیات است . وهر چیز و
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
