Machine transcription
جلد پنجم
( شماره ٤ )
صفحه ٤
فردوسی در شاهنامه خویش بدان اشارت کرده اند. گویند دقیقی گشتاسب نامه را بفرموده امیر نوح سامانی منظوم نموده و حضور سلطان محمود غزنوی را درك كرده است صاحب مجمع الفصحا رضا قلیخان نیز همین عقیده دارد .
فردوسی داستان سرائی دقیقی را نه پسندیده ، و در گشتاسب نامه او با نظر تخفیف نگاه كرده ، چنانكه ميگويد
چو این نامه افتاد در دست من
بماهی كرا نیده شد شست من
نگه کردم این نظم سست آمدم
بسی بیتها نادرست آمدم
بهر حال دقيقي بعلاوة قصايد مشهود خود اشعاری هم داشته كه بعضاً تذکر ها ازان نقل ميكنند چنانکه قاموس الاعلام از و مینویسد :
گویند صبر کن كه ترا صبر بر دهد
آری دهد ولیک بعمر دگر دهد
من عمر خویشتن بصبوری گذاشتم
عمر دگر ببايد تا صبر بر دهد
هکذا عوفی در لباب الالباب می آرد
کاشکی اندر جهان شب نیستی
تا مرا هجران آن لب نیستی
زخم عقرب نیستی از جان من
گر ورا زلف مقرب نيستى
ور نه بودی کوکبش در زیر لب
مونسم تا روز کو کب نيستى
ور مرکب نیستی از نیکوئی
جانم از عشقش مرکب نیستی
ور مرا بی یار باید زیستن
زندگانی كاش يارب نيستى
مجمع الفصحا این دو بیت او را مدح امیر چغانی محمد نقل ميكند :
ای کرده چرخ تیغ ترا پاسبان ملك
وی کرده جود دست ترا پاسبان خویش
شیر کوش مر تو دارد ز آسمان
در بارقصد دست تو دارد زگان خویش
و در پایان آن دو بیت ، اضافه می نماید :
جهانا همانا فسونی و بازی
که بر کس نپائی ، كس نسازی
یکی را نعیمی ، یکی را جحیمی
یکی را نشیبی ، یکی را فرازی
چرا زیر کانت بس تنگ روزی
چرا ابلهانند غرق نیازی
چرا عمر طاوس و دراج كوته
چرا مار و کرکس زید در درازی
بدو اند ساله يكي مرد غرچه
چرا شصت و سله زیست آنمرد غازی
اگرنه همه کار تو باژ گونه ست
چرا آنكه تا كني تو او را نوازی
وله ايضا :
زده چیز گیرند مر مملکت را
یکی از غولی بیکی بخطری
یکی زر نام ملك وينشسته
دگر آهن آب داده یمانی
که را بويه وصلت ملك خيزر
یکی جنبشی بایدش آسمانی
زبان سخنگوی و دستی کشاده
دلی همش کینه همش مهربانی
که ملکت شکاریست کورا نگیرد
عقاب پرنده نه شیر ژیانی
دو چیزست کورا به بند اندر آور
یکی تیغ هندی دگر زرگانی
بشمشیر باید گرفتن مراورا
بدینار بستش پای آرتوانی
که را تخت و شمشیر دینار باشد
بباید تن تن سرو پشت کیانی
خرد باید آنجا و جود و شجاعت
فلك مملکت کی دهد رایگانی
متاسفانه این شاعر بزرگ تاریخی با همیتی که در عالم تاریخ ادبیات پارسی دارد ، از جهته تاریخ شخصی محتاج بدیده ست ، تاريخ تولد او و تذكره های مهم ذکر نکرده اند ، حتى تاريخ وفات و محل ومدفن او را نيز مجهول گذشته اند . تنها ز اینكه دقيقی بدست یکی از غلامان محبوب توزکی خود بکشته کشته شده ، سخن میرانند . مجمع الفصحا میگوید در سال ٢٤١ هجری شهید گردیده . ظاهراً این تعیین سال صحیح نباشد ، چه این تاریخ مصادف بسالهای اخیر سلطنت امیر نوح اول بن نصر پنجمین پادشاه سامانی ست. بطوری که فروغی ذكاءالملك میگوید حیات دقیقی مصادف بود با ایام سلطنت امير نوح ثانی بن منصور كه از سال ٣٦٦ تا ٣٨٧ ه حكومت كرده ست .
قاموس الاعلام مقتل او را مرو میداند. و دیگران درین باب هیچ نمیگویند .
عجالة با این اختصار از ترجمه حال استاد ابو منصور محمد بن احمد دقيقی بلخی اكتفا رفت .
و متوقع ست توجه فضلای محترم با تصحیح و تفصیل این اختصار پرداخته ، سخن را درين زمينه ها بپایان کشند و دامن جستجو را وسعت دهند تا اسباب استفاده ابنای وطن گردد . ( انتهای )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
