Machine transcription
صفحه ٤ ( شماره ٧ ) مجلد پنجم
عبارت از کابی اصل است ، به جز از اصل
آن شی دیگری را در آن موجود نمی یابیم
( تقلید بدرجه اتم در آن موجود است )
لیکن باوجود تقلید تام در آن هیچگاهی
از آن حس بدیعی ما متهیج نشده نtext
احساس حظ یا الم نمیکنیم .
بخلاف آن اگر يك رسام همان منظر
فوتوى مذکور را بواسطه قلم و رنك بوجود
بیاورد ، ظاهر میشود ، که این لوحه
اثر رسام ، از روی تناسب و تشابه اثر
فوتو کرده هم زیاده تر مشابهت به اصل
رسانیده ، حس بدیعی ما را بهیجان
آورده از تماشای خود ما را محظوظ یا متالم
می نماید .
از مشاهده این امر بخوبی مطمئن
می شویم ، که صنعت در نفس الامر عبارت
از تقلید نبوده ! بل چیزیکه مارا در
در اشتباه انداخته بود ، همان رابط آن
( صنعت ) با تقلید بود ، که ما بطوریکه
باید و شاید انرا تفکیک میکرد ، نتوانستیم.
و نیز در اینجا ازین اغفال نباید کرد
که در هر صنعت اول یکدوره تقلید
موجود است ، که از عدم رعایت و لحاظ
آن خود داری ممکن نیست .
چرا که هر صنعت کار برای اکمال و کامرانی
در ساحه صنایع مستظرفه ، در اول وهله
به پیمودن مراحل تقلید طبعی مجبور است
و در روی همین اساس مذكور است
توضع پروگرام مدارس صنعتی در ممالک
دنیا .
چه ، برای کامیابی هر شخص در صنایع
مستظرفه که آرزو مند باشد ، لازم
و لا بدی است در آغاز کار ، همان مودل
ها و آثاریرا که معلم به تقلید آن او را
وا دار ساخته است بدون هيچ يك تصرف
تقلید بکند .
و این تقلید رفته رفته به اندازه او را
در تقلید صاف میسازد میکند ، که در
تقليد يك لوحه مهم اثر يك رسام ماهر
نیز کامیاب می برآید .
و پس از تکامل دوره تقلید (وصله خروج
از مکاتب عالیه صنایع مستظرفه ) استعداد
طبیعی او انکشاف کرده ، پس از ممارست
زیاد و طو لانی در آن فن ممکن است
که بمقام ارجندی فائز و نائل بشود .
و همچنین ادبیات نیز در و تقلیدی
رادارا است ، که شخص ادیب شونده مجبور
است که از روی قواعد آن رفتار کند
چنانچه بهترین نمونه و مثلهای آن در
اسلوبها و پیروی از قوانین صرف و نحو
بلاغت وغیره در هر پا چادری آشکار است
و تصور نمی رود که این طور هیچگاهی
شده باشد ، که شخص در اول وهله بدون
تقلید و اتخاذ سر مشقی برای خود در ساحه
ادبیات به تحریر و وجود آوردن يك شاهکار
مهم ادبی کامیاب بر آمده باشد .
لیکن بعد از تکامل دوره تقلید ، بعضی ها
هستند که استعداد طبیعی شان آهسته آهسته
رو به انکشاف رفته ، اخیراً بدرجه در
آن فن مهارت و ید طولانی را ما لـك
میشوند که ابداً به اتخاذ شاهکار های
فنی استادان برای سر مشق اهمیت و
اعتنائی نکرده ، از دماغ و مخیله خود
بمایه استعداد و فطانت ها آثار زیبا و
مهمی بوجود می آرند ، که از ملاحظه آن
انسانرا بهت و حیرت استیلا میکند ، و
اینها صنعتکار های اصلی بوده ، مبدعین
اشیاً مولد هیجانات مدایحی بشمار میروند
و برخی دیگری اشخاص هستند ، که
در همان حالت انحطاط ( با تقليد ) مانده
بدون نمونه و سرمشق نمیتوانند که چیز
پیش برند ، اینگونه اشخاص مقلدین نا
پس مانده کان در صنایع بوده ، قابل آن
نیست که به آنها گاه ارجمند ( آرتیست )
یا صنعتکار را استعمال نمود .
و غالب نویسنده های امروزه
( به استثنای بعضی شان شایان و
سزاوار قدر و تمجید بوده ، ردیف
اول را در قطار صنعتکاران اشغال
نموده اند ) که آثارشان بنظر می خورد ،
همان است که مدتها، او شان بنابر بعضی
عوامل خارجی یا غیره در دوره انحطاط
ادبی ( تقلید ) مانده مجبورند به تقلید از
آثار دیگر آن ، تا ایشان را بدست
مقلد نامید .
از ایضاحات فوق ظاهر شد که صنعت
تقلید نبوده لیکن در اوائل وهله بك
مناسبتی را با تقلید حاوست .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
