BrowseḤaqīqat → page 199

Page 199

Ḥaqīqat · pages 1–525


Page image — the source of record

Scanned page 199 of Ḥaqīqat

Machine transcription

(۴۳) ۹ میزان شماره (۱۶) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ۹ میزان وطن با آثار است یا پانصد الاحوال گویان مجذوبانه دیوانه وار خاک پای دلیران جر قره باد را بندا نوای قوم بیخبر خواه از غضب میشوم مضوبتیه خوبیا خود را یکباران ابتدائی اند و میانه امروزی نصیحت خوشاستان پر تاب نماید تا در انتها بحر طلوع حوض نشان از صدا نجا نتجاری تان پس محلق شان فرود نریزد!! ای عسکر شیر گیر بوئجه غیبی فعالین ذاتی خود را با وجود این کافر نعمه از انچه عضو خوبی شما در طرف ستادن شان نذار کنید تا از آگاهی خوف حریم تباه و دخمن خانه بطردی حنیف کاری گردد!؟ ای قشون مظفرون بی مقابل جامه بی شست بون نو جامه معین عبد الملک و آن حرس دنکش اند وج خودیری و غرو شیطنت مابی بقا ساخته خوبان با کانه غیر از مد یک مقاصد د لیجه اش بدسترسید و پیشانی چشمارا با کفنج های محونی صبح آویزان بداریم ؟!!؟ با برخلا نماد قراء بطوران مابری چالاک و دلیر هم دین بستیم با و د یا هم تاکید امروز در امور احسانه گشت از مان صلاح و سداد نوردیده شد امروز یوم خمیت امروز یک عده کار را از نصایح ما با نند و د غنیمت شمرده امور نظام می توان انصار بنا القدر خیر بی کفایش یافت ما بر سوکته خوردند. دروغ برآمد ! اکر بقران عظیم میرسوید التمسک مند! اگر عهد و میثاق نموز بد نقض شان آشکار گردید. اگر چه بلمه چنین کند در غلط بود؛ اگر مذاکره علماء خواستند مقصد دیگری داشتند ایشانرایی نصائح و مصالحت سودی نمی بخشد ؟! اگر چه گفته اند که : گرچه دانی که نشنوند المانصیحت بجا نیگ کوس نصیحت بنوش شبانند اننصیحتی که خونبها ایشان بطیلا سوامع و درش می نشد باشد؟! نصائح با اثبات دهان نشان نداده باشند ؟ نصائح بطائفه که مانند بوزنه جنگلی کوههای سگ باکرد احصنه نداشته باشد!! باآخر نصیحت به کسانیکه سکنا واهلال نمد و فران باشند؟! ای نامداران افغانی ! این همان سک است که اکنون از خواب شبانه اشان تعب چشم است امروز انتاهیج تفاوت (۱۴۴۸) نشان میکرد که قران نگذشته ؟! امروز ک با بخونهای تسخی که در تاریخ بهار چوم از مینو با خون دل جنگ جویان باشد ! امروز تا جان کامسار یکد دستانم تا بارگ دورند یداموا آخرین بل نفست که نصیحت شنو نباشند آخر انخوای پریشانرا نصحیت خون خود بانوش تو چیستن ؟! وقت ست که مجلس عسکری سر تا پای قطعا تمامی محاذ جنگ حکم تعارض نوع ملیه و قیمت که وزارت جنگ بین قرش تسا شرع من مکرر نمایند و چیست که دست یا اعلیحضرت مهرجانب حاکم مقتل عسکر هند تا بالای براخیال محال شاترابنوک سنان مرویه شربت دو شما یلو بردارند وقتست که حضرت در ماسیون برای تشریق و پروپاگندا مبدا پر خطر بها آغاز نمایند تا قضیه غوائله حصام و اغلاطات خیالات دشمن بمحشر و المی و ناکام کرد و والسلام (ج : ن : م) حقیقت این مقاله مسما کلمات اندیشه و احتیاج ان دلت و جوان سود الفکر مسلمان با هیجانات غیور جناب شام مانند خوبر شت پشاوری پر کلچر قومیت حامی همتای سخن بالفظ ری به ربی امد و ماهم باین ناگزیر صاد طبع مخصوص و تفویض داریم عینا رپورت نظریه در حصاد علماء افغاستان ( مابعد از ستون حصق شماره (۱۴) ) و خلاصه ایه ما با ز مجلس شوری کرد که : با یکروز اول صرف یکو نصف کرواتی عمله حاضرین خیل شده بود و تا بالشب از مد با آکارستان دیده اسباب صدمه او خاطر شده داد تا مزاحمت بیلیرزان معامله را خوب سنجیده جلد را ابجن متفرع حس التام حضر صاحب پشاور با زار و حضرت ساب عبد الرزاق خان صاحب و حضرت آمنه را باهوی رقه علی دوله بحضرت مصالح ایما مباحثه خواستند کرد و چنانچه در مذکوره از سادا عظام و علما اعلام و مشایخ کرام بطور قطعه کشفی که وکالت رفت دارا کارد مل و دین سید خاکسار آغا ومولوی جوان کی سبار میں سمیت جلال الدین اور او امی محمد عظیم میان مهرآباد دارع مبارک فضل ربانی صا بسلیمی مولوی صاحب جلال بننا و مولوی کلمته حیان مولوی محمد فریق آنها و مولوی عبد القدیر تا مولوی ملاسکیں بیا مولوی عبدالله خواجه زامی دهمند و مولوی محمد رضا و مفتی فیض انها بطوره ها ) و ملا بزرک آخوندزاده نمایند و مصاحب ناداز و گرملا ها شاهراره د شاه ملا فضیل نیز همرا شاند ولده کشفیه ما بدست معین مقام محترم شد از مقام لمن افاده در همی زمان حراکه اسبها جنوبی مقام شبا سمرار جمع شده استعاره در با داده شدند و فرمان اسیای خویش که طرف شام سمزار دور داده به امید نیاست نیز رقعه دکر شاور مزار در مزار پاک خر خوسان مردمان جنوبی را نداد - وفله ما بخلف صد و یا سی کر در شرف بود که ناگاه شور حشریه باشد که لا لشکر با غبان نا بکار در رسید و از این وحشت اثر مردمان و بخرف پریشانی صدرت مت فرخوا ظها سراعه عرض نمودند که نورا خرا نمائیدست که ما ما یه مقالحت شاری رانیان نداریم لیکن در پاگوش سران شمابها یمانجا تابیر بار کر سر کاری بود و الپ فرستاد- لشکر اشرار با پوسی معنویات خود در یتیم ضری و قدمان خنداند تفنگهای جفت اسپر بار و ادات نفوس و مالید کرگا پایان غبار بود کوپیش از ابان ما رفت و ساعتی نگذاشته بود که یکی از علما بنوانی آمده بطرف دوستانه تلاقی سرد و معرض حق پرستی علم و مشایخ و سادات افغانستا را گزار یافت که تو چه با مصالحه می شوتی و مردمان آن صفت سلیم را در پرست اوریاد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Ḥaqīqat, page 199. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0717/199 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0717/199
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record