Machine transcription
شماره (۳۲) جلد اول جریدهٔ حقیقیت کابل چهار شنبه میزان
امیر آنا دابت اند بجواب گفتند : بلی ! بحمدالله ما دین
هستیم و بجز از مقصد اعلاء کلمهحق و دفع فساد بر شما چیزی نیاورده ایم
علی هذا بوقت مندیجی عبدالرشید هم رسیدن جمعیت ما در هر مکافی رقابت
ملا صاحبنان هزار یکی از اعضاء فدائی صبح و هم پذیرا و فدا را
کردند . ملا عبدالرشید چوق بر شما بقدر اعضاء تو کر پنچ نفر از لشکر خود را که
بنام خدمت و بنام حبرئی شاگرد آخر شر بخدا از سی نفر هم اخد شدر فرون
امیدا د جلیل محافظت ما نظر میدا بودند که مگس ال سحر گا ها را بخون سرانجام داد
بوقت صبح شنیدیم که مدیر و آمر یک عصیا ( ملا عبدالرشید )
هم رسیدهاست . وقد را پس ازین جرثومه موهوم جمعیت علمای
ذام نهاد خود ) که بالغ بـ (۸۰) نفر بودند در مسجد بکر وفقه قیام دادند
رسیده امید نفره قد شحبه را بغلام یکی کر ڈ ا هلا جمعیت خود نصورت سا
که بر قلن روحی خود و خدا را از حق بغزانند . چون مجلس با طرفین
ترتیب یافت . ف محرم طابر بر ما مکتوب تمنا نگاری لکل حساب
نکایت بعلماء مقابل رسانید و علماء فد تفصام ظا هر کردند که غرض محام
محض اصلاح ذات البین . لکن او شمار بخواهند که چون
با بر حق میباشیم صلح و امتیار را قبول نداریم و اگر خیال شما بر خطه
جهال باشد دروازه تحقیق و مناظره را باز میکنیم . چون بحث را
دریا نمودم گفتند که سمت مسایل اصول ندرد و رو کلامی ندارند چوان
بریا خود اسیر را گرفته ایم و حریث با لحقه و طرفدار انش فرض میدانیم
در ذیل گفتگو از علماء فقه سمی ج . ف الحاج موئد محمد ابراهیم خان
مولف شورا دولت و ج . ف مولود عبدالخانی حام ضمن بنسبت خاس
نمود . ف مولو فضل رحمة خاد مولوی عبد الخالق جامع عضا تمیز
به برا هر بعض افادہ شریفه و مسائل فقهیّه علم کلام خامی خیال شانرا
ثابت نمود . علی هذا ف مولو عبد القدیر لقا وف ملا سکین
کامر وف مولو جمال الدین قند ہارے و مولو عبداللہ خواجہ محمد عطایی
روف مولوی محمد زمان قاضقاً در گفتگو ها نمود جوابا بر محل دادند.
یا تفلے فاتا مان کعبه با طر بعض مقربین سمت جنوبے بولو
محمد ابراهیم خا حکم جنگ جنوبی را بیا کردند که این جنگ چون خروش
بر پادشاه مطاع پیامد حرام است و مرگ با شما مردم مرگ جاهلیت است
بدین حکم آن مردم بخشم آمد گفتند که تو عالم مباح الدم شد لازم در قتل
ترا بکنیم. جواب مندیگبارا ف مولو قهر را بلفظی که دست دا
که حالا با ز صلح آمده ایم اگر از صلح مایوس شدیم از کشتها شما گوط برود
در مینا گفتگو اکثر واقع شده که بعضی جهال که لباس علماء را بدار
کرده بود تفنگهارا نظر علماء دور دادند مگر علماء حقهبلا خوف از
قتل شدن را با انسان تر است ازینکه حق را پنهان نود
بوادار بے آتش فساد را بنمائیم -
علاوه ازین بعض علماء که با لبطنه علمای جنوبی بعضی ۱۱
و باند رسی داشته اند بموجب اشاره ابطو خدو چی مخفیه
که امکان صلح قطعاً نیست
پس از ان مرد ما جنوبی وقد مختیه را رخصت داد
دعوت دادند که فردا یا پس فردا با زهمین جامع در
مناظره در باب مسائل غوثی بکنیم و همراه خود خیالت کی
صاحب جناب جرنیل غلام نبی خان و حضرت صالح
شوربازار و حضرت حاجی عبد الرزاق تا و صاحبزاده
موسی و ج محمد غوث تا عهد مشر و میرزا جان کرزی
هم باورند -
لکن بعد از حرکت نمودن و فد ها از شاهزاران
جنوبی بر نفری میرز ما نجان حمله بردند و بعد از جگه
شکست فاحش یافته با طراف پراگنده شدند.
و فد ما پس ازین هم با مید گفتگو چند روز فاد
مگر دوام سلسهٔ جنگ چون گفتگو را نه صرف ناممکن کار
آخرا با لکل فضول و عبث ساخت . ضاء علم علموا
عجز خارے وفد و مجد بزرگان ملت را د مثل حترم
شور بازار و حضرت حاجی عبد الرزاق تا صاحبت خو
صاحب موسی ،، را واپس خواستند -
علماء وفد ما حالاً مجبوراً فتوای بغی شانزا بو د
داده در صدد اشاعتش میباشند -
ما دعا میکنیم که حق تعالی این فتنه کورانه را او
و دولت سلامی زود از زود دور فرموده دستم
کفرکیش را مخذول و فدائیان سلام و هواخوانان
انسانیت را مسرور سازد آمین ثم آمین ..
( نامه نگار شما پکتینی ج مولوی مفتو الاصغر)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
