Machine transcription
(٢)
شماره (٣٢) جلد اول جریدهٔ حقیقت کابل چهارشنبه ٩ میزان
مدرسه، کمانی جاوی عبدالکریم کجک بخرج میرسد کدام یتیم را بد ای تمرد مجهول و ای مجهول النسب بفضول! تو آنی که از کدام و خشت
کدام تجارت شبوق و از کدام سرمایه مشروع اوست؟ و نامردی در هند وستانگشته عاندان بد قولی بوده عمرت بکار و بارون
در صورتیکه یک نالایق دانی، و شر اینخو ر بوده از هرده گردی، گذشته دیده بطرف نفرت بوری که وجود نحوس نجاست آلود تورا
افسانه جود اشکرار و مرات بحوس شده باشد و کافه اعتبارات خود باطراف دیده دون مینگذاشتند!
بدون یعنی اسقوط کردیده باشد. آیا با بی کدام پهلو، ابی کدام استعداد ای شاطر ابلیس، ای محیل پر تلبیس اگرچه عاق بن ارشیب کر
طبیعی و حالتیکه یکرو پرکیم مقدور نبوده، چگونه میتواند یکباره اینطبقات امروز وطی موروثی اسلامی تو افغانستان هم ترا عاق نمود و نار
مفلسین را بدستسگاه ترین، مقهور ترین را بنشیحی جوابی خود قانع نمو خاک معلوگست مروگ دشمن پرورده ات تف می اندازد اقامت
در میدان اشتهار میندازد؟ ای خائن غدار، ای معاون کفار ! تو آلی که بتول جوان
آیا افغان تا اینجامه باییها ، این شعبده خوابیها، و این بو کتبهای پدر و پدر ست بثت تا تاریخ افغان سخت نمود فر
شقتنها و این خیانت معلوم لاسید المدار نه خیر؟! افغانستان بخط نگین و حروف خونین یادگار جهالت افغان گذاشته بشود
بخوبی میداند؟ اگر مرام این فلوته بازیها چیست و ما یه الطوام این ای خام طبع کول خورده ! زود تر این خیال کنده اور ما را
شورش کیست؟ و بهمین المساعه او ما دارد با قامه چندین اولیات جهان افروز را از مغز طباع فکریه و امخرد دور بیندار که امروز دارای او
در این مشروعه این سطوت در دستگاه با معدیت یار وطن ثبوت سازا در وقت کریستن پدرا نامرد تو با حق بخاک ریخته بود در غلیان امروز یکد
افغانتا این قدم های لرزنده و این سارق ترسند ار ار پیش امروز بهمان یکپای خونین که از پنجه گر داندن پدار نگرفته بد اینمقطور
میشناسد و میتواند پاهای پای خیانت را بفا حش نقمی بدارد؟ مشی و قدمهای خونین طلبد که و حرکت نا مٹر ای تو ! و امروز المیٹ کر
افغانتا این سیاست پینه خورده و این بلوط پر بیها را از محترین و خبر را سید انکه بصورتیکته بدنم اتش جلوه چه نفتک دشمن باز باش کرد
محسوس نموده ، و میشناسد سلسله جنبان این مسئله سرح و این بحار از جوهالی برقیه خاندانی تو تفریح میکند ؟!! لیس است ضایع و
مفتضح که امروز در اثر آن مشت خدار جم مالش کرد بنای مسکرین تو هم مانند پدات از تشکیل بر جن خون در لخن بقدر خونهای کر مکوی !!
دست شیطنت پوست مواعید و تحریک دشمن تمرسنده است؟! ابدی را گانگی کردی !! بس است ! ای مرداد که از شیطان خوشمداشتر
هنگام خومان آگاه باشند که افغان تا ! این عبدالکریم زندیق بیجو بند با سردت و با چندین هزار سلمان ضعیف ساخت و با فراء ا بین در شا
این عبدالکریم حیوان حلم این دست خونین دشمن این کما حما جهنم تفنگ جہالت دادی! لعنت بر آنجا بازه که زاد داند شمر انخونن
مسکن را خوب میشناسد و بجرد شنیدن نام آن غلیجان وجدان آخ ! ای ملت شجع افغان، ای انکه از شابکای وی بار تاریخ شانه فقرار
وحس روحانی جامعه بجوش انتقام، هوای معنویاتش اصاعقه و چنگالی مال آن در رقم است! چگونه شجاعتی آن کردنی آوا در اجواب و
بنظارین بیا مات لعنت بر این خباثت و سلامات میسازد که :- عبدالکریم والدالزنا را برداشت کرد و میتواند؟ عبدالکریم چشم چنگه که یک قرآن
ای عبدالکریم خبیث گمان مکن که بدون از بهمان یک پرچه خونخوار این فضای اسلام اندک که تو در چنگال قهاره نگاه کر نظر برد
خاموس ، بخیر بهون یک سره قسی القلبان دیگری ترا قبول بدارد، دشمن مینماید!! انچه رو گذاشت باید که این ملک شباب کیار دارد با اجرا
چه امروز هینت مجموعی ترا تحقیر میکنند، تو آئی که از روی بی ایمانی ننگ زمین طر بان معانات نار ایجاگ خون نشانده وقف خاکش محکم تر
سیادت و حابت دشمن دینت را بر خود گوارا گشته از طفلی بغرض تحمین خود مینمایم؟ مجلدام وجدان اسلامیست قبول متوالید که ابهای محابا توا
و عروق و شرائین بردار تو مسفو د ود د جریا نست ؟! این مجهول الهویه، این فاسد العقید با د باندھم رساله متصل دشمن
ای مسوخ الایمان ! تو آئی که صدها مجادان کارایی قضاروی صفائی بامر تا نتاجون اولادان و پدران تان ملک میں اس فلا اسکلت
کنچنی بازیهای ترا دیده و رسوالیهای تو تثبیت کفری تراقرا رک داند!! خیر تدار اتش شعار ابز خیر باد! بخشیده از دور تر این کالوس پهلو براارد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
