BrowseSirāj al-akhbār → page 807

Page 807

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 807 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صحیفه ۱۲ سال دوم شماره ٢٤ ادبیات غزل مذنب ( مرغ عشرت بدام اسلام است ) ( دین و دنیا بکام اسلام است ) ( ششدر امروز کی توان گفتن ) ( عیب بر تنگ و نام اسلام است ) ( باده شادمانی نوش کنید ) ( همه مصروف جام اسلام است ) ( سحر اندر سحر تماشا کن ) ( صبح حیران شام اسلام است ) ( ابرش تخت از ازل اینجا ) ( تا ابد گوئی رام اسلام است ) ( همچنین هفت پرده دنیا ) ( هشت جنت مقام اسلام است ) ( اينكه از با فشاد نصرانی ) ( دوستان از قیام اسلام است ) ( همه اسلام از سر رغبت ) ( خیر خواه تمام اسلام است ) ( مذنب ) از اتفاق تا محشر ) ( دستگاه دوام اسلام است ) پر گفته ام از کوش نگیرند عزیزان از گفته خود میکشم آزار چگویم نشنید کسی درد دل خون شدهٔ من پاش که کنم درد دل اظهار بگویم بر حال پریشانی اسلام درین روز بگذار کنم گریهٔ بسیار چگویم اطوار پریشانی اسلام چه پرسی داری خبر از طرهٔ دلدار چگویم همچون دهن یار نباشد بمیان هیچ از هیچ نباشم جو خبر دار چگویم چون رشك عزیزان شودم شعر جو گوهر باران پس ازین شعر در اخبار بگویم ( مستغنی ) ازین پس نکند شعر سرائی چون رشك عزيزان شو د اشعار چگويم سخنان هر رقم چار صد عروسی در يك شهر بلند روز هندستان يك ملکیست که از عادتها و رسمهای عجیب و غریب معلوم میباشد. در شهر ( سورت ) يك قومیست که آنرا ( لیواری ) میگویند. عادت آنها این است که در هرده یازده سال يك بار پسران و دختران قوم را عروسی میدهند. در میان بازده هم ماه فروری ۱۹۱۳ روز عروسی شان تصادف نموده در يك روز چار صد عروسی بعمل آمد . یعنی هر انقدر پسران و دخترانی که در ظرف دوازده سال بوجود آمده اند همه را در يك روز عروس و داماد کرده اند . غرابت در اینجاست که در تمام این چارصد عروس و داماد بزرگترین شان ۱۳ ساله بوده است. باقی عروسها و داماد ها از یکساله تا به ۱۱ ساله بوده اند. بعضی ازین عروس ها و دامادها برزانوهای مادران و پدرانشان نشسته بوده اند. بعضی را بشیرنی و بازی ها از گریه کردن باز میداشتند. حتی بعضی را والده های شان به شیر دادن آرام میکرده اند ! از جور و ستمکاری کفار چگویم نگذاشت نصاری و مجز دو سه کهسار بر روم و بایران چه نکردند و شنیدیم از روس چه پرسید و زبلغار چگویم اسلام جو در خواب بود پیش که نالم زین خواب نکردند چو بیدار چگویم افسون محبت نکنند در دل کس کار یهوده چرا گویم و بیکار چگویم کردار نه بینم جو زیادان زمانه سودی ندهد این همه گفتار حکویم گویم که نکردیم درین دام گرفتار آنگاه جو کشتیم گرفتار چگویم اکنون که سر رشته بدست است بکوشید از کف چورود رشته این کار چگویم موجد ساعت که بود شخصی که از هم بیشتر ساعت ایجاد کرده است خلیفه هارون رشید عباسی است ساعتیکه او ساخته بود نهایت خوشنما و طلاقی بود. و چرخها و غیره ساعت عجیب و غریب بود ساعت مذکور زنگ هم میزد. در سنه ۸۰۰ ع ساعت مذکور به شاه شارل میکن تحفةً فرستاده شده بود — و قبل از ایجاد ساعت مذکوره بذریعهٔ ساعتهای آفتابی و آبی وقت معلوم کرده می شد علاوه بران اوقات روز بذریعهٔ حرکت مستمرهٔ آفتاب و ساعات شب را بذریعهٔ کواکب معلوم میکردند —

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 807. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/807 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/807
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record