Machine transcription
صفحه ۱۳ سال دوم شمارۀ ١٤
و چون جهات ورود بادها را یکبار شانزده جهت تقسیم کردند بعد ها میانه های این شانزده را نیز یکیک جهت دیگر اعتبار کرده اسم اثر ( گرنه ) میشود پس مجموع جهات ورود بادها را سی و دو جهت اعتبار کرده ازانقرار احوال جهات بادها را بخود معلوم میکنند !
( خاتمه )
اینستکه تا بدینجا در خصوص [ باد ] معلوماتی که بر قارئین کرام عرضه نمودیم از چند کتب و رسائل بسیار معتبر حکمیهٔ زحمت بسیار از لسان عثمانی بلسان فارسی ترجمه نمودیم . و از برای استفاده قارئین کرام تعب فکر ، و مشقت ذهن خود را که در راه تحریر و تقریر و ترجمه و تطبیق آن اجرا نموده ایم هموار ساختیم . و امید داریم که در خصوص کیفیت باد در منتج کتب حکمهای جدید ازین واضحتر و پیشتر معلومات حاصل نشود .
اما این يك را نیز عرض کنیم که هر يك از فنون عالیه در حالتیکه به بعضی منابع معاونت میرسانیدند و فن مته اور لوژی نیز تا محال تنها بريك معاونت صنعت کشتیبانی منحصر مانده بود اما بعد از انکه کشت و گذار سیاحت روى هوا بواسطة [ بالون ] مرانسانهای اینتزمار مکشوف گردید ارباب بالون ، یا انکه ( سیاحان روی هوا ) دانسته از همه زیاده تر همین فن مته اور لوژی وعلى الخصوص شعبهٔ [ احوال بادها ] خیلی معاونت میرساند و موفقیت گوناگون در استقبال وعده میدهد که این کیفیت را مادر آینده انشاءلله شرح وبسط بسیاری در تحت عنوان [ بالون ] مینگاریم حالا از احوال باد بهمینقدر سخن اکتفاورزیده ختم کلام میکنیم و انشاءلله در خصوصات سائره حکمت طبیعی و مته اورلوژی بقیه نیز در محال مناسب سخنها خواهیم راند والله اعلم بالصواب
انتها
از حوادثات طبیعی و جغرافیای ماربی ورسالهٔ فرق انبار بالترجمة والتطبیق به تحریر آمده است
ادبیات
چار بیتی
در موسمهای اول بهار که دامانهای کهسار لاله زار ، و تپه ها سبزه زار میگردد، مردمان شهر عزیز ما که چار پنجماه را در زیر صندلیها از دست برد سرما به افسرد کی بسر می آورند رفته مانند مرغان در قفس مانده که پر وبال بگشایند بر کوهای خواجه صفا و آسامایی، و تپه های مرتجان و بی بی ماهر و برآمده هواهای تازه وطن را فرو می برند. و بر سبزه زارها می چند، و بپای درختان ارغوان می غلطند، و آبهای خوشگوار چشمه سارها را مینوشند و گلهای شکوفه را میبویند و بر نعمت آزادی و استقلال و مان خود شکرانه ها می سرایند .
بعضی خوش آوازهای كوچك و بزرك وطني توا ، به نغمه های مجازی ادای صفاهانی صدا ، به آهنگ های مخالف راستی چا ، مانند باربد نهاوندی مأوا در هر دو گاه پگاه و مسا بلکه در هر روز سه گاه و چهار گاه ، در مقامهای لطیفتر از نسیم صبا ، قانون محبت وطن باصفا ، جنك اتحاد و امتزاج را به بربط دلها زده و شهباز شهنازی صدق وصفا رباب و داد را نواخته ( چار بیتی ) نام نشنیده های عاشقانه را می سرایند که این چار بیتی ها در اصل مرکب از چار مصرع است ولی چار بیتی زیبا نزد شده است برای نمونه یک دو چار بیتی وطن خود ما را درینجا لطیفه عرض میکنیم :
مسلمانان به بینید شب چه وقتست
که بلبل مست و شیدای درخت است
که بابیل می برد شاخی شاخی
جدایی مادر و فرزند چه سخت است
دیگر
مسلمانان درین شهر شمایم
غریب و بیکس و بی آشنایم
چلم بر کن بده بهر مسافر
که امشب اینجا و فردا کجایم
يك صباح پر انشراح لطیفی بود . خواستم یکقدری صحرایی شوم . با ندیم صبحدم همدم شده راه دامانرا گرفتم ، دامان مرا بچمنزاری رسانید که از یکطرف کهسار ، از یکسو آبشار از دیگر جهت چمنزار ، از دیگر طرف درختان شکوفه باری پدیدار بود .
آسمان صاف ، هوا لطافت اوصاف بود . نوکهای اشجار بلند چنار سفیدار را که نفس مسیحادم فصل ربيعي بيك رنگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
