Machine transcription
صفحه ۱۲
نمبر ۳
صنايع
صنعت ( ليتوگرافى ) يعنى چاپ سنگى
اول کسیکه صنعت ( ليتوگراف) يعنى چاپ سنگى را اختراع کرده (سنه فلدر) نام جرمنى ميباشد (سنه فلدر) در تاريخ ١٧٧١ ميلادى بشهر (پراغ) تولد يافته و در تاريخ ١٨٢۴ بشهر (مونيخ) فوت شده است . پدرش در تياتر (قوميدين) يعنى مسخره کار بود . خود او هم با فن صنعت داخل شد . ولى پدرش ميخواست که پسرش تحصيل علم حقوق کرده وکيل و عوا بشود . اما (سنه فلدر) در ان علم هيچ شوقى نداشت از ان رو بناول نويسى و تيا تر نگارى سلوک ورزيد و بعضى اثر ها تاليف نموده بود . اگر چه (گوتمبرگ) نام جرمنى قبل ازان اصول چاپ کردن حروف قابى اختراع کرده بود ولى چون در انوقت مخارج چاپ کردن بسيار قيمت بود کتابهاى (ناول) و تيا تر (سنه فلدر) را هيچ کتاب فروشى ذمه دار چاپ شدن ميگرديد . لهذا خودش مجبور شد که کتابها خود را خود چاپد پس تجربه ها آغاز نمود . اولا بر سر يک کارى مسى انداخته با قلمها آهنى بصورت معکوس سينچه نوشتن گرفت تا در وقت چاپ راست خوانده شود . اما درين تجربه خود کامياب نيامد . بعد از ان خواست که اين تجربه خود را بر سنگ جراند . در شهر (مونيخ) يک سنکى موجود بود که آنرا در بنا عمارتها استعمال ميکردند که آن سنگها از رقم بهار سنگها چاپ بود . لهذا همان تجربه را که بر روى مس کرده بود بروى همان سنگها کار برد و باز هم کامياب نه شد . تا انکه يکروزى بصورت تصادفى يعنى خود بخود (سنه فلدر) حکايت ميکند که يکروزى بود که من مصاف کردن سنگها و انداختن و ارنش بر آنها بتجربه مشغول بودم که والده من آمد و گفت : فرزند ! دو پلى ميخواهد برد و حساب کالاى هشت آنى او را بر يک چيز بنويس که در حساب با او غلط نشويم . من هر قدر جستجو کردم کاغذ نيافتم لهذا با مرکبکه براى بکر کار ساخته بودم که آنهم از موم و صابون و دوده مرکب بود بر گوشه يک سنگى از سنگهاى چاپ حساب کالا را نوشتم . بعد از ان خيال کردم که آيا برين نوشته اگر تيزآب بريزانم تيزآب سنگ خورده و حرفها بالا بر آمده خواهد توانست يانى ؟ لهذا نوشته را بسيار پر نوشتم و ديدم که تيزآب نوشته را خورده نتوانست . براى اين تجربه يک حصه تيزآب را در ده حصه آب حل کرده بودم محلول مذکورا برسنگ نوشته ريختم و پنج دقيقه صبر کردم . بعد از ان ديدم که نوشته بقدر يک ورق کاغذ کلفتى پيدا کرد . از اين تجربه اميدم زياده شد باز تجربه را تکرار کردم ، در اينبار نوشته را بسيار جلى نوشتم و بعد از ريختن تيزاب سنگ اسيابنى ادم ديدم که نوشته ها بسيار خوب سياهى گرفتند . باز با خود گفتم که آيا اگر کاغذ را برين نوشته بفشارم چه خواهد شد چون اين نوشته معکوس بر کاغذ ثبت گرديد ، فکر کردم که اين نوشته مانند حروفهاى (تايپ کو تيرگ) ساخته بلند برآيد و به آن صورت چاپ شود حال آنکه از اين تجربه تفکر ديگرى برايم پيدا شد . با خود گفتم که از نوشته بر کاغذ رساله دار نوشته و بر سنگ چسپانده به بينم که چه ميشود ؟ چون تجربه کردم ديدم که نوشته بصورت محسوس بر کاغذ راست و درست برآمد . لهذا بمقصد خود از يکراه ديگرى کامياب شدم که هيچ بخيال خاطرم هم نبود . بعد از ان آهسته آهسته در پى اصلاح مساله سنگ و کاغذ و اقلام موثره اينست که در ابتدا (سنه فلدر) صنعت ليتوگرافى يعنى چاپ سنگ را با نفرت تمام کشف کرد و بر آن پاشاشين ديسکى نيز علاوه نمود . و صنعت (ليتوگرافى) از انوقت در فن طباعت يک شعبه بسيار مهمى است . م . فضلى
تاريخ تاسيس روزنامه مبارکه سراج الاخبار زاده طبع ميرزا محمد زکريا خان دارالرحمه کابل
اندرين عصر پادشاه زمان عادل مهربان حبيب يزدان
حضرت شه سراج ملت دين شهريار رحيم و با احسان
رشته مردم ز لطف و بخشش چون صراتى به بزم گى تى شان
بسکه او مهربان وجود بود مشفق دهم خليق با خلقان
خواست تا جمله قوم و ملت و گوى سبقت برند از اعيان
امر شد از حضور حضرت شاه بهر طبع جريد و شايان
طبع شد اين جريده نيلو چون صدف پر ز در و لالا
چونکا نامش سراج الاخبار است با دو ر امن حق نما و خوانا
ايشيک آقا سى حضور امير على احمد بخت سر نگران
سر محرر جريده اخبار است نيک محضر بشکر افغان
گر تو تاريخ سال طبع و را از ره صدق و بجو جوانان
سنه يکهزار و سه صد و بيست نه دگر بکن زياده برهان
سيد به سال طبع او تزئين علم و اداب دقت افغان
همه مقاله باينکه دستخط ندارد از طرف سرمحرر تحرير يافته
مدير و سرمحرر سراج الاخبار محمد حسين
بسعى و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر طرزى مهتمم چاپخانه دارالسلطنه کابل
بقلم مرزا محمد جعفر قندهارى
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
