Machine transcription
مبر ۱۸
صفحه ۱۰
دور سوم — (مدت سنگ) است که آنرا اقدم
درونی ، نیز میگویند. تحجرات این مدت هم بسیار است ، و هم
از تحجرات پیشینه با حیوانات و نباتات کمتری را شامل است.
در تحجرات این دور اگر چه حیوانات مفصلی و ناعمه و شعاعی بسیار
دلی ماهی و علی الخصوص از نوع سنگاهی ماهیان بسیاری
دیده میشود. اثر ها می نخستین نباتات و حیواناتی که مخصوص خشکه
از تماشا می ماشین باز این عبرت هم با میرسد : که چنان
همه چرخها و همه آلات را در کار ، و هیچ چیز بر معطل و بیکار نمی ماند.
آن کار ها و عملها را بی انتظام و بیقانون هم نمی یابیم، همه آلات خود
و کلان متحرکی که در یک کارخانه دیده میشود به حرکات آن در
زیر یک قانون و نظام با قاعده در حرکت میباشند که یک آن از
جهان قانون لا متغیری که برای آن وضع شده تخالف نمی ورزند . و به جهان
یک و تیره و یک با گراد و یک آهنگ برکات منظمه خود دوام آورد
که اگر نظام و قانون نباشد یک آهنگی و یک نظمی در کار پیدا نشود
و چون یک آهنگی و یک نظمی در کار پیدا نشود هر چرخ و عبرت الهی
خود بخود دور خورد و نتیجه سعی و کوشش آنها برسانیده شدن دادگاه
افتادن دار شهره نمی بخشد.
خلاصه آن عبارت از این چند چیز است: حرکت فعالیت
سعی و عمل ، قانون و انتظام ، تقسیم اعمال ، تقسیم اوقات
که از نوع جهاد است بحاصل دادن صنعت ها رقم رقم منجر میشود
انسانها این چیز ما را در عملها بشری خود تطبیق نماید و نتیجه و عمرها
سعادتها، و فرد تنها و خوبیها میشود. [انتها]
تاریخ کره زمین
ما بعد از نمبر ۱۷
دور دوّم — (مدت تاریخ) است که آنرا (آزاد و بیست)
نیز میگویند. در کتکه با دستگپاره ها می اندات ( متحجرات ) نباتات
و حیوانات بسیار بسیط و ساده مشابه و میشود. در نیوت از حیوانا
نا عمه ) یعنی (جانورهای نرم بی استخوان ، مانند کرمها ، و تو کیا
بات مفصلیه ) یعنی ( جانوران نرم بند و در ) و (حیوانات
شعاریه ) یعنی (جانوران درخشنده و نو بظهور آمده میباشد.
بیشترین حیوانات این عصر عبارت از حیوانات ناعملها نرم و جودا
اگر برائی کر سنگی با خنده گندم کارد، بافنده جامعه برای او تدارک کرده
نمیتواند. بندا جه افراد جمعیت بشر به سعی و عمل مجبور است. این سے
و عمل خود را پرس که موجب تا به تقسیم اعمال برا وقات تقسیم و تطبیق
هیچگاه دقتش صنایع نمیشود و چون پوشش صنایع نشه ایع نشود از عمر خود بهره
می برد. و چون از عمر خود بهره ببرد خیرش هم بخودش و هم به ابنای
جنش رسیده میباشد
دور چهارم — (مدت محتمی ) یعنی مدت زمان سنگ
است که آنرا ( مدت کاربون ) نیز میگویند ، در تحجرات
این است از حیوانات زاحفه ، یعنی حیوا نا تیکه بر سینه میروند
اثر های نخستین عبور آن دیده میشود. ( حیوانات دو معیشتین)
یعنی جانور که هم در خشکه و هم در آب زندگانی دارند و
حشرات صغیره مانند تلخ ، و ما در کیک و غیره، و ا حیوانات
قشریه ( یعنی جانور که پوست دار مانند سنگ پشت و خرچنگ
مان و غیره در تحجرات این مدت دیده میشود. از جنس نباتات
رچ، کوجان و جلغوزه و غیره در نباتات نشو
نمای زیادی دیده میشود. زغال سنگ از محصولات نباتات
این مدت است. در این مدت حرارت قشر کره زمین از نوقت
بار بار بیشتر و افزونتر بود. و در هوای محیط آنوقت جو کاربون
خان (کاربون) نیز خیلی زیاده تر بود. از آسیب در آن مدت
کوه نامیه بسیار ترقی کرده هر نوع نباتات و اشجاریکه
با در این وقتها دید و در آنوقتها بعد با با ر بزرگتر و غلیظه تر یافته
از بیانات این وقت بوده است که این را تحجرات معدنی
از زغال سنگ نشان می دهد. درختان بزرگی بزرگ کم و کامل
جنگلها و بیشه های عظیمه بر روی زمین بوجود آورده از خطه
استوار تا بقطبها پهن روی زمین را فرا گرفته بود. در
آنوقت حرارت مرکزیه زمین نیم پخته شد و بر قشر زمین
تبدلات و حادثات پی در پی عظیمه بوقوع می آورد. بار بار
از شدت آتش پر هر طرف زمین می کند ، نهیب های جهنم
کوه های آتش فشان هوای بیقرار از زمین را بیجار
تحویل داده طوفانهای عظیم را سبب می شد و آن طوفانها
همه آن جنگلها به زیر و زیر کرده در طبقه های زمین می خواباند
و باره ها جذب شده و در جاها می چیدند و گودالها جمع می آمد
و فصل بعد - معنی سرد شدن روی زمین عصراً بعد عصر
و دیرتر بعد و بر افزونی میگرفت که آن جنگلها در طبقات
زمین منجر - یعنی سنگ شدن گرفته : زغال سنگ را
بوجود آورده است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
