BrowseSirāj al-akhbār → page 250

Page 250

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 250 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

صفحه ۹ نمبر ١٨ مقالة مخصصة پس از تماشای یک ماشین خانه چه عبرت گرفته میشود؟ در کائنات نظر میکنیم: هیچ چیزی را جامهٔ بیحرکت نمی بینیم، هر شیئی یا بالذات، یا بالواسطه متحرک است. برکت در حرکت است، حرکت حیات است. بیحرکتی ممات! حقایق عظیمهٔ نشانهٔ این خواندن این ابر میان بر آرا ظهرا فرمودن آن، قدرت و حکمت بالغهٔ ذات اقدس بهیئت خود از نیستی محض (کائنات) بنام یک ماشین خانهٔ پرخارق عادت پدید را خلق و هست فرموده (طبیعت) بنام یک ماشین کار پر کاری را بوئیهٔ سر او را به دور و حرکت آن مامور نموده افلاک یکی از دستگاه ها و ماشین های این ماشین خانه است که عالم عالم عجایبات در دور و حرکت کشف میکند، و دارد که از ابتدای خلقت شان تا بنهایت عدسان یک لحظه از دور و حرکت باز نیامده و نخواهد آمد. شمس منیر را برای کارخانهٔ عالم مستیارات، یک آتش خانه و یک بخاری مقرر فرموده که بواسطهٔ ضیا و حرارت جاذبه دار خود عالم مستیارات را به دور و حرکت حیات بخشی در آورده. ثوابتی را که ثابت می بینید باز هم ثابت و بیحرکت نیست. بلکه هر یک دور و حرکت مخصوصی دارند که از بسیاری دوری آن و فراخی و وسعت فضای بعید شان ثابت دیده میشوند، و اما چه دوری! دوری که ذهن فکر، علم از تعیین کردن بعد مسافهٔ آن اعتراف عجز مینماید. و چه فراخی و وسعت! که وهم، قیاس امکان حساب مهندسی همه در آن محو و نابود و عملکرد. و ای اصل چون در اجرام سماوی نظر کنیم هیچ یکی را بی دور و حرکت نمی بینیم، و باز چون بر زمین به بینیم هیچ چیزی را آرام و بیحرکت نمی یابیم! ابر متحرک شده باران میبارد، و دهقان تخم می پاشد، حرارت، آب، خاک، هوا می پروراند، آسیا آرد میکند، نانوا نان می پزد، کوشش مندان عرق جبین میریزاند، تا مرا بجلال میخورد، حضرت سعدی میفرماید ابر و باد و مه خورشید و فلک در کارند تا تو نانی بکف آری و بغفلت نخوری همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری جو یبار ها، آبشار ها، دریا، حیوانات، نباتات، حتی جمادات همه در یک حرکت، در یک دور، در یک فعالیت، در یک کارگذار که حیرت! حیرت! حالا ما از سخنان زمینی و آسمانی در گذر شده و در یک ماشین خانهٔ صنع بشری داخل شده، به بینیم که از حرکت چرخها و آن رقم رقم آلات آن چه عبرت گرفته میشود. اولا: قاعده (تقسیم اعمال) یعنی رسد کردن کار ها را که در کتاب های علوم سیاسیه، و اقتصادیه بروی کاغذ میخوانیم در یک فابریک یعنی ماشین خانه آن قاعده را مجسم و مشخص می بینیم. اول یک آتش خانه می بینیم که آب را به بخار تحویل داده در میان دیک های بزرگ آن بخار را تحقیق و فشار پر می سازد. و این عملا دل قاعدهٔ تقسیم اعمال است که اگر بیک دولتی آنرا تطبیق و قیاس کنیم زغال سنگ یا چیزم سوخت آنرا عبارت از قوه (مال) و (عسکر) آن می یابیم، و قوهٔ تحقیق و فشار بخار را از انشأ به قوه (تشریعیه) یعنی آن می بینیم که اگر این سه چیز مفقود شود ماشین خانه بهمان دم معطل و بیکار میماند. و یک بخار بقوت تحقیق و فشار بسیار موثری بخار را نسبت میدهد. بعد دگربار با اینکه در یک ماشین خانه دایره های مختلف تقسیم میکند. هر دایره ها که موقف همان کار است باز آنرا بر صد ها شعبه تقسیم نموده در دایرهٔ حق و صلاحیتی که دران دایرهٔ خود داشته باشد از او آنقدر بکار میرود. تحقیق و فشار بخار ماشین، در حکومت بقوهٔ (تشریعیه) یعنی قولی که نظام ادارهٔ دولت را بصورت قوانین و دستور العمل، وضع میکنند مشابهت میرساند و قاعدهٔ تقسیم آن بر حرکت و اوضاع چرخها و دیگر کارگاها بقوهٔ (اجرائیه) یعنی قولی که آن قوانین را بر محور با نقش اجرا می نماید و انجم عبارت از دو ایر و محاکم و ولایت مشابهت میرساند. یکدانه سوزن، و یا یکدسته کاغذ قطعه بازی چه قدر خورد و بی بهاست ولی از لحاظ تقسیم اعمال یعنی رسد کردن کار ها بواسطهٔ ماشین خانه نباشد یکدانه سوزن و یا یک کاغذ قطعه را صد آدم بیک ماه بوجود آورده نمیتواند. حال انکه بهمت قاعدهٔ تقسیم اعمال ماشین خانهٔ مزبور با آلات و ادواتی که بسیار متحمل هم نباشد هجده رقم کار ها را اجرا کرده و چهل و هشت هزار سوزن می سازند که به هر آدمی بیست و چهار هزار سوزن می افتد. و همچنان در کارخانه که کاغذ قطعه بازی سازی میکنند هفتاد رقم عملیات اجرا میشد و سیصد نفر یعنی مزدور کار در روز یازده هزار کاغذ قطعه بازی ساخته میتوانند که اگر بند این هفتاد رقم کار بر گردن یک فرد در کار باشد در روز یکدانه هم ساخته نمیتواند. حالا ازین عملیات تقسیم اعمال یک ماشین خانه عبرتی که حاصل میشود این است که انسان در همهٔ اعمال خود می باید که همین قاعدهٔ تقسیم اعمال را پیشه گیرد. مثلا اول در صرف اوقات شبانه روزی خود قاعدهٔ تقسیم را مراعات کردن لازم است. هر تاجری، هر سوداگری، هر مشغولی که قاعدهٔ تقسیم اعمال را در اوقات شبانه روزی خود تطبیق کند بسیار راحت و سعادت می بیند. زیرا هر انسانی که درین دار فانی زندگانی دارد برای معیشت خود مجبور است که برای معیشت و دیگران خدمت کند و اگر برای معیشت خود مجبور است که برای معیشت دیگران خدمت نکند معیشت خودش صورت نمیگیرد پشتکار.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 250. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/250 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/250
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record