BrowseSirāj al-akhbār → page 240

Page 240

Sirāj al-akhbār · pages 1–1787


Page image — the source of record

Scanned page 240 of Sirāj al-akhbār

Machine transcription

۱۵ نمبر ۱۷ غزل زغال سنگ انوار نا پدید شد و از زغال سنگ ظلمت ز ما بعید شد و از زغال سنگ ظلمت کجا و نور کجا اینچه حکمت است تاریک شب سپید شد و از زغال سنگ بی دخار نبود که روشنی شهر ها از دست بعرضیا مفید شد و از زغال سنگ آستین جمله کارگران کرهٔ زمین از دودۀ سیاه سفید شد و از زغال سنگ این روسیاه را تو ببین نقش بهترین چون زنده گان جدید شد و از زغال سنگ بهر جدید بر حرکات حیات و شش ماشین چه خوش نوید شد و از زغال سنگ (محمود) در وطن بود این جوهر عزیز : موجود خوش نوید شده از زغال سنگ غاز هوا جهانی که کائنات از ان تشکیل یافته بر سه قسم است: یکی (صلب) یعنی چیزهای سخت: مانند کوه، زمین، سنگ، چوب و همه معدنها و غیره؛ دوم (مایع) یعنی چیزهای آبگین: مانند آبهای کرۀ ماء، و دریاها، و چشمه های نفت و قیر خاک و غیره؛ سوم (غاز) یعنی چیزهائی که بدست گرفته نشود، و بچشم دیده میشود و تنها به بوی و تاثیر شناخته میشود. مثلاً هوا، نسیم، و بوی گل مثالهای لطیف شاعرانه آنست، و جوهرهائی که آنرا (موقد الحوضه) و (متوالد الما) و (غاز هوا) و (سیلان الکتریک) یعنی برقی و غیره میگویند، مثالهای فنی آنست که بتعلیقات کیمویه و حکمیه پیدا شده بظهور می آید. (غاز هوا) از زغال سنگ بوجود می آید. در شهرهای بزرگ دنیا کارخانه های بزرگ حاصل کردن غاز هوا برای روشن ساختن شهرها موجود است. در آن کارخانه ها دیگ های بسیار بزرگ مخصوصی برای صنعت مذکور موجود است، که در ان دیگ ها زغال سنگ را بعملیات مخصوصه آن بغاز تحویل میدهند و آن غاز را که مانند هوا بیجرم و بی وجود میباشد بواسطه نل های آهنین مانند نلهائی که آب را تقسیم میکنند بخانه ها و دکانها و بازارهای شهر تقسیم میکنند. و چنانچه چراغهای الکتریک مثل فتیله حاجت ندارد، چراغهای (غاز هوا) نیز چنین هست، اما فرق در مابین چراغهای الکتریک و غاز هوا این است که چراغهای الکتریک به کبریت هم حاجت ندارد، ولی چراغهای غاز هوا بکبریت محتاج است. بسبب کم خرجی این از الکتریک تنویرات و روشنی عمومی دنیا بهمین غاز هوا بعمل می آید، روشنی الکتریک نسبت به غاز هوا خصوصی تر است. یعنی غاز هوا اگر چه از الکتریک کمتر است ولی از روشنی های دیگر چیزها بار بار افزونتر است. انتهی از دروازه در آمده خود را در صحن یک باغچهٔ صفا آماده که الحق لایق نشیمن گاه پرنس ها و لاردها باشد بیافت. در یک طرف دروازه یک کوشک کوچک که مخصوص نشیمن دربان بود موجود بود، دیگر طرف یک سراچه خانهٔ بسیار مکلفی دیده می شد که در پیش روی آن یک دو نفر ساقی با یک سراچه هشت خانه بسیار بزرگ و مختلفی را بشست و شو مشغول بودند. در جنب مقابل دور و بر ساحهٔ باغچه یک قصر بسیار با شکوه سیمی که از سنگ منبت کاری ساخته شده بود، و حجره های بسیار با شکوه، پیلار آئینه و گلهای رنگارنگ، و جنگلها سنگ مرمر زمینهٔ عریض عالی دوار، آراسته و زینت یافته بود موجود بود. یک خدمتگاری که در رواق دربان نشسته بود و بصورت بسیار مکلف یک دریشی در بر داشت چون در آمدن یک زنی را در حوالی باغچه بدید برخواسته و سر تا پای زن مذکور را از نظر گذرانیده از لباس سفیهانه پر گل و لای او در رفتار و حرکات مرددانه او دانست که کدام زن گدائی باشد دل چون بیازارش بتأکید تمام بر خدمت گاران خود تنبیه نموده که هر که هر چه باشد چون بخانهٔ بخشش وارد شود نازکانه با او معامله بخشند از اثر و این خدمتگاه نیز بتعقیب بصورت نازکانه پیش آمد و گفت: [باقی در نمبرهای آینده می آید]

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Sirāj al-akhbār, page 240. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0616/240 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0616/240
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record