Machine transcription
صفحه ١٤
علم و ملك
ما بعد از نمبر ١٧
اگرچه صنایع ارضیه سببی که مدار اسباب معیشت انسانهاست و بواسطه دیگر صنعت ها پشتکارهای دیگر در آمده و یا اینکه به دیگر فابریکه ها مل و نقل شده و برای اشیائیکه مبادله میشوند یک ماخذ و سرچشمه بزرگی شمرده میشود اهمیت و فضیلت آن انکار نمیشود ولی تاثیر بزرگی که دیگر صنایع بزراعت اجرا میکند نیز چیزی نیست که از دانه چشم پوشی شود. فیض و برکت یافتن زراعت موقوف است برینکه مانند محصولات دیگر صنایع به آسانی صرف شود و بصورت مبادله قیمت و ثروت حاصل کند. اینهم معلوم است که جای صرف محصولات زاید صنایع رخت شهرهای بزرگ و قصباتی کلان میباشد، زیرا انچنان چیزهائیکه صنایع در حین محصول کار بجز هیجان شهرها که جمع مردمان و انبوه خلایق و ترقی صنایع اصلیه و تجارت باشند در دیگر جا مبادله و قیمت پیدا نمیکنند. حتی برای تشویق و توسیع زراعت شهرهای بزرگ بر فابریکات مختلف مدار یخی شهر ده نابریک های روغن کشی نباتات مختلف، و غیره اگر نباشد که اینها جمله گی داخل (صنایع اهلیه) هستند - صنایع ارضیه تنها مدار ثروت نمیشود. و نیز برای انکه خاک را قابل زراعت سازنده به (سرمایه) محتاج است که سرمایه نیز مملکتهای مخصوص است که فابریک یعنی کارخانه ها و تجارت خانه ها و بانک ترقی کرده باشد. اینهم صحیح نیست که صنایع اعمالیه و تجارت را بزراعت ترجیح داده تنها به ترقی پیش رفته آن همرا انکار کرده شود، زیرا همه صنایع اساسا یک به دیگر مربوط است. حتی در حقیقت صنایع از همدیگر جدا کرده نمیشوند. و اگر گفته شود که (صنعت) یک است نیز جایز است، تقسیم کردن صنایع را بر سه قسم و یا پنج قسم برای آنست که مدار آشکار شدن تحقیق احوال باشد.
[باقی دارد]
ناموران زبان جهان
ما بعد از نمبر ١٦
و در همانجا وطن گزین شده بوده بودند (باذان) که از جانب ذات شریعت که در زمان (خسرو پرویز) در یمن والی بود. و چون از طرف حضرت رسالت پناهی در سال هفتم هجرت با سعادت برای دعوت دین حق بهر هر طرف نامه های پیغمبری ارسال شده بود (خسرو پرویز) که پادشاه ایران بود نامه همایون حضرت فخر کائنات را پاره پاره کرده برای (باذان) که والی یمن بود نوشت: ( شخصی را که در طرف حجاز دعوای نبوت میکند باین سو روانه کن). باذان دو نفر مامور مخصوصی را با یک نامه خود بحضور انحضرت فرستاد که امر کسرا را تبلیغ کنند. وقتیکه ماموران نامه بحضور انحضرت صلی الله علیه و آله و سلم مشرف شدند و امر کسرا را با نامه باذان تقدیم نمودند انحضرت فرمودند که: (به باذان بگوئید که حق تعالی (شیرویه) پسر خسرو پرویز را بر او مسلط نموده بقتلش رسانید و در همین شب نزدیکی با دولت اسلام تا بجائیکه حکومت کسری واصل شده خواهد رسید. باذان را بگوئید که ایمان بیارد.) مامورهای مذکور امر رسالت پناهی را به باذان رسانیدند. بعد از چند روز خبر مذکور بحقیقت پیوست، و از طرف شیرویه برای باذان امر شد که به انحضرت غرض دار نشود. باذان این معجزه انحضرت صلی الله علیه و سلم را حق دانسته به ایمان مشرف گشت، و بعد از آن از طرف حضرت رسالت پناهی والی یمن مقرر گردید. بعد از ان از قبیله (بنی مذحج) که از قبایل یمن است (عبهله) بن کعب بن غوث نام یک شخصے که به (اسود عنسی) ملقب، و یک مرد شعبده باز کهانت پرداز بود ظهور نموده به بعضی شعبده بازیها و تاثیر کلامیکه داشت بعضی سبک سران بیمغز انرا بخود گرویده و ساخته نعوذ بالله دعوای پیغمبری نمود. و اول قبیله بنی مذحج به او تابع شده بقوت آن بر نجران، حمله برده، و از آنجا بر صنعا حمله آور شده جناب باذان را شهید ساخت، و (آزاد) را که زن باذان بود بزور و جبر بزنی گرفت.
[باقی آن در نمبر آینده]
جمله مقاله هایکه دستخط ندارد از طرف مرموز تحریر یافته
مدیر و سر محرر سراج الاخبار افغانیه
ب سعی و اهتمام الحاج عبد الخالق پسر طرز افغان مهتمم چاپخانه های دارالسلطنه کابل
بقلم میرزا محمد جعفر قندهاری [SEAL]
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
