Machine transcription
( ٤٤ )
و یا اداره او لازم بوده از طرف دولت در آن خصوص امر داده شده باشد
و یا در خرید بعضی اشیائیکه بحساب دولت خریده میشوند ، و یا در فروش
چیزهائیکه از طرف دولت برای او سپرده میشود مشارکت ورزیده بود
( از ماموریت طرد وتعزير )
( ٢٣٥ ) :— اگر در خرید و فروخت این اموال اجرت و سلطت بگیرد ( از
ماموریت طرد )
( ٢٣٦ ) :— مامورینی که برای خود ویا برای دیگران بیسۀ سر کاری را برداشت
می نمایند ( از ماموریت طرد وتعزير )
( ٢٣٧ ) :— مداخله کردن مامور بصورت جبر ومحکم در حق مدعی یا مدعی علیه
بنابر يك غرض وحمایه در حضور محاكم شرعیه عدلیه و اداره طرد )
( ٢٣٨ ) :— اگر در نتیجه جبر وتحكم از محکمه بناحق يك حكم صادر گردد
( مامور مداخله کننده وحکم کننده تعزیر )
( ٢٣٩ ) :— قاضی های محکمه ها و اعضای مجلس های مشوره علاوه بر امضا
نکردن بر مداخله که جبراً بوقوع آمده است ، میباید که احوال آن را
نیز بدولت اطلاع واخبار نمایند والا اگر در یکی ازین دوامرة وگذاشت
نموده بودند ( عزل از ماموریت )
( ٢٤٠ ) :— رئیس های مجلس ویا قاضی های محکمه هائیکه معامله را از روی جبر
والتماس مخالف شرع اجرا کرده باشند ، رؤ ا و اعضای آن نسبتاً
( تعزير وطرد از ماموریت )
( ٢٤١ ) :— اگر يك مامور برای اجرا نگردیدن یکی از اوامر نظامات دولت ویا
برای تحصیل نشدن اموال دولت صرف نفوذ نماید ( تعزیر )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
