Machine transcription
-( 63 )-
بعد ازان پانقروف معاینه نموده او نیز در مهندس علایم حیات را مشاهده کرد .
بنابر اشارت ژه ده ئون هار بر بیرون برامد . در اطراف بجستجوی آب افتاد .
بقدر صد قدم به آنطرف اگرچه يك ناله آبی یافت ولی ظرفی که در ان آب بردارد
نیافت . لهذا دستمال خود را در آب فرو برده و هر دو کف خود را کاسه ساخته دستمالرا
دران نهاد . و بدویدن خود را در پیش رفقا رسانید .
همین آب دستمال کفایت کرد . لبهای مهندس را تر کردند . از دهن مهندس يك
نفس درازی برآمد . ژه ده ئون گفت :
— بشارت ! زنده شد .
ناب ازین سخنها امید پیدا کرد . مهندس را برهنه کردند . چونکه میترسیدند که
مبادا در وجودش از اثر خوردن بسنگهای ساحل زخم دار نشده باشد. اما در هیچ طرف
وجود مهندس از زخم و یا خراشیدگی هیچ اثری نبود . حالا ئیکه موجها مهندس
را بساحل انداخته ، ساحل هم همه گی سنگلاخ . پس لازم بود که در یکجای آن اثر
زخم میبود . قضا زده ها به این حیران ماندند که بی هیچگونه زخم چسان از میان
سنگستان ساحل تابه انجا آمده باشد ؟ البته که این را بجز خود سیروس دیگر کسی واضح
بیان نمیتواند . حالا اصل کار این است که مهندس را به صحت و عافیت رجوع دهند .
پانقروف از ناب پرسید که :
— آیا توافندی خود را مرده پنداشته بودی ؟
ناب — بلی ، اگر توپ شما را پیدا کرده درینجا نمی آورده من افندی خود را دفن کرده
خود را نیز بر قبرش میکشتم .
بعد ازان ناب به اینصورت حکایت خود را بیان نمود : ناب بعد از انکه از شمینه
ها برآمد ، از همان راههائیکه هر روز میگذشت بجهت شمال روانه شده است . اگرچه
امیدش بر زنده گی افندیش نبود ، ولی میخواست که جسد افندی خود را یافته بدست
خود دفن نماید . بقدر سی کیلو متر پیش رفته است ولی هيچ يك اثر و نقش قد می نیافته ،
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
