Machine transcription
- ( 58 ) -
هاربر بسبب جوانی و ماندگی روز بخواب راحت فرورفته بود، و ازین غلغله و
ولوله طوفان بیخبر بود. پانقروف هم که به اینگونه طوفانها عادت دارد نیز بخوابرفت.
تنها ژه ده ئون از اندیشه بسیار خواب نرفته است . بسیار پشیمانست که چرا با باب یکجا
نرفته است . زیرا ژه ده ئون با هاربر هم فکر است . میگوید آیا باب چرا نیامد ؟ بلکه
مهندس را یافته حالا در پیش او باشد ؟ بلکه بيك معاونتی محتاج باشد ؟ والحاصل به
این گونه اندیشه ها بر ریگها از يك پهلو بدیگر پهلو غلطیده هیچ راحت نمیکند . حتی
فکرش آنقدر مشغولست که بطوفان نیز حوالۀ سمع اعتبار ندارد . یکقدری که چشمهایش
بسبب ماندگی پوشیده میشود باز کشاده میشود .
شب در گذشتن بود . بعد از انکه دو ساعت از نیمشب گذشته بود پانقروف را
بشدت از خواب بر خیزاند . پانقروف ترسناك از خواب بر خواسته پرسید که :
— خیر باشد ، چیست ؟
ژه ده ئون به تلاش تمام گفت :
— بشنو پانقروف ، بشنو .
کشتیبان گوش نهاد . دید که با صدای طوفان يك صدای دیگری نیز آمیخته
است . گفت :
— بگذار با با ، باد خواهد بود !
ژه ده ئون — نی ، من چنان گمان میبرم که . . . .
پانقروف — چه ؟
ژه ده ئون — صدای يك (سگ است ) .
پانقروف به تلاش از جای خود بر جهیده گفت :
— آیا صدای سگ ؟
ژه ده ئون — بلی عوعوۀ سگ است .
پانقروف — نی بابا ! این ممکن نخواهد بود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
