Machine transcription
- ( ٤٢٢ ) -
اینرا گفته باز چشمهایش از ناتوانی بهم آمد و بر بستر بیفتاد . مهندس گفت :
- دوستان ! فرصت نیست چابکی کنیم ، بلکه ملعونها باز هجوم بیارند عرابه را بدرون
بیارید دروازه ها را بخوبی ببندید . همه ما درینجا جمع شویم .
ژه ده ئون ، پانقروف ، ناب برای اجرا کردن امر اورفتند . هاربر بامهندس در
اوتاق پیش آیرتون بماند .
سه رفیق از دروازه آغل برامدند عرابه را برجای خود دیدند . توپ صداهای
خفك درونی میبرآورد بوزینه نیز خرخر آهسته میداشت .
مهندس و هاربر از اوتاق برامده تفنگهای خودرا حاضر و آماده گرفتند . ودر
وازه دیگر آغلرا که بطرف کوهست در زیر نظر دقت و معاینه گرفتند . چرا که اگر اشقیا
از انراه هجوم آوردند مهاجران را سراسر محو میسازند .
درین اثنا کره قمر طلوع کرد هر طرف ضیادار گردید هر طرف آغل ، و جوی
آب پدیدار گردید . مهندس داخل شدن عرابه ، ورفقا را هم دید ، صدای بسته کردن
دروازه را نیزشنید . توپ بمجردیکه در آغل درامد ریسمان خود را از دست ناب
برکنده عوعوه زنان وولوله کنان بتاخت بجهت دست راست خانه بدویدن آغاز نهاد .
سیروس سمیت گفت :
- رفیقان من ! بدقت نشان بگیرید که تهلکه در نظر فست .
مهاجران تفنگهارا بر وگرفته به احتیاط در پی سگ روانه شدند . ژوب نیز در
پی توپ دویده صداهای غریبی کشیدن گرفت .
مهاجران تا بزیر درختان کوچکی که بر کنار جوی آب بود رسیدند در انجا چه می
بینند ؟ می بینند که پنج جسد بر سر سبزه زار بوضعیتهای مختلف دراز دراز افتاده اند .
این پنج جسد لاشه های پنجنفر اشقیا ایست که پیش ازین به چهار ماه از کشتی سیدی
رهزن بجزیره لینقولن برآمده بودند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
