Machine transcription
- ( ٤٢٣ ) -
باب سیزدهم
فهرست
حکایۀ آیرتون - تصورحاشان - اقامت در آغل - حامی پنهان در
جزیرۀ لینقولن - در اطراف کوه فرانقلن جستجو - صدا
هائیکه از زیر زمین شنیده میشود - جواب پانقروف -
مجرای کوه آتشفشان - برگشتن بغرانیتهاوز
آیا چه شد؟ مهاجران بحیرت افتادند که آیا اشقیا را که هلاک کرد؟ آیا آیرتون بر
تلف کردن آنها موفق شد؟ این گمان صحیح نیست زیرا آیرتون يك آن اول از ورود
آنها بخوف بود برای دانستن حقیقت اینمسئله بهوش آمدن و جور شدن آیرتون را
باید انتظار کشید.
مهاجران بحالت بسیار حیرت و هیجان شب را در اوطاق آیرتون گذرانیدند و بمدا
وات لازمی آیرتون کوشیدند فردا آیرتون بخود آمده از دیدن رفقا که بعد از جدائی
یکصد و چهار روز باز بهم رسیده اند يك فرحت ومسرت بی اندازۀ برای آیرتون و مها
جران حاصل گردید. آیرتون بیکچند کلمۀ سرگذشت خود را بیان نمود.
آیرتون بعد از انکه از رفقا و داعکرده به آغل آمده است حیوانات را جابجا کرده
يك قهوه نوشیده بخوابرفته است. اشقیا بخبرانه بر و هجوم آورده او را گرفتار کرده
اند، و دستها و پاهایش را باریسمان ها محکم بسته کشان کشان با خود برده اند، و در دامنۀ
کوه فرانقلن در يك مغارۀ بسیار تنگ و تاریکی که برای خود منزل و مأوا اتخاذ کرده
بودند در يك گوشه انداخته اند.
اشقیا در اول امر اسیر خود را کشتن خواسته اند ولی یکی از آنها او را شناخته از
کشتن او فارغ شده اند و در زیر شکنجه و عذاب او را گرفته با خود شريك کردن خواسته
اند. ولی آیرتون به صب و شتم آنها را جواب رد داده است.
باینصورت چهار ماه تمام بیچاره دست و پابسته در همان مغاره مانده است اشقیا خو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
