Machine transcription
- ( ٤٢٠ ) -
ما سیر هم میشود .
-- مارش !
عرابه از میان درختان برآمده بی صدا بطرف پردۀ تخته یی روانه شدند. ظلمت
شب خیلی کثیف بود . ژوپ بنا بر امر افندی خود از پس عرابه میآید . ناب نیز
سگ را گرفته از پیش رفتن وصدا کردن منع میکرد .
بعد از کمی عرابه در پیش دیوار تخته یی آغل به ایستاد ناب لجام عرابه را گرفته در انجا
بماند. چهار نفر رفیق بسوی دروازه پیش شدند. .قصدشان دانستن محکم بودن یا نبودن
دروازه و باز کردن آن بود .
حالا تکی یک پلۀ دروازه باز بود . مهندس به ژه ده ثون و پانقروف روی خود را
گردانیده گفت :
خوب شماچه گفته بودید ؟
ژه ده ثون و پانقروف دوچار وله و حیرت شدند پانقروف گفت :
-- هم چنین که در ژه ده ثون بودن و پانقروف بودن ما هیچ شبهۀ نیست در بسته بودن
این دروازه نیز پیش از کمی هیچ شك و شبهۀ نمیباشد !
ژه ده ثون -- بحق سوگند است که من خوب دیدم که از داخل محکم بسته بود .
مهاجران از ینکار به تردد افتادند . آیا اشقیا وقتیکه ژه ده ثون و پانقروف آمده
بودند در آغل بودند و پس از ان برآمده رفته اند ؟ یا آنکە یکی از انها بیرون برآمده؟ و
يايك دام احتیالی ترتیب داده اند ؟
درین اثنا هاربز که یکچند قدم پیشتر رفته بود یکی یکبار پس گردیده دست مهندس
را گرفته گفت :
-- در خانه روشنی معلوم میشود !
هر پنجنفر رفیق به آغل درآمدند . دیدند که بحقیقت از پنجرۀ خانهيك ضیای خفیف
چراغی پدیدار است سیروس سمیت گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
