Machine transcription
-(۳۰۷)-
خجالت و شرم سازی گفت :
- افندی من ! از شما یکچیزی آرزو طلبدارم .
مهندس - بگوئید ، ولی در اول امر رخصت بدهید که من یکچیزی بشما بگویم .
ازینسخن شخص مجهول رنگش پرید ، بدنش لرزید چرا که بگمانش آمد که از
احوال ماسبق او خواهد پرسید . خواست که از پیش مهندس دور شود اما مهندس
مانع آمده گفت :
- اینرا بخوبی بدانید که ما بشما دوست و مهربانیم . اینست که گفتنی من بشما همین
بود که گفتم حالا بفرمائید هر چه که میخواهید بگوئید .
شخص مجهول چشمان خود را از اشك پاك کرده گفت :
- افندی من ! از شما يك لطفی استرحام دارم .
- بگوئید چیست ؟
- در دامنه کوه برای حیوانات و مواشی خود يك آغلی دارید ، برای خدمت
و سرپرستی حیوانات مذکوره يك آدمی بکار است پس اگر لطف بفرمائید که مرا
اذن بدهید که در آنجا باشم هم خدمت حیوانات شما را میکنم و هم در انجا میخوابم .
مهندس - دوست من ! در آغل يك جای مناسبی نیست که شما در انجا بخوابید !
- برای من کا فیست .
- دوست من ! ماشما را نمیخواهیم که بی راحت باشید. چون خود شما بدور بودن
از ما ، و در آغل بودن خود راضی هستید بسیار خوب ! ولی صبر کنید که برای شما
يك اوتاقی در انجا بسازیم .
- تشکر میکنم افندی من .
مهندس اینمکالمه را برفقای خود بیان کرد . رفقا نیز ساختن يك كوته چوبی را
در آغل برای او قرار دادند .
همانروز رفقا آلات و ادوات لازمه را بر داشته به آغل رفتند . بعد از یکهفته يك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
