Machine transcription
-( ٣٠٦ )-
باب هفدهم
فهرست
همیشه جدائی طلبی — طلب شخص مجهول — دوازده سال پیش ازین —
سرعمله کشتی بریتانیا — متروک ماندن در جزیره تابور — دست
سیروس سمیت — کاغذ اسرار انگیز شیشه.
این سخن آخری شخص مجهول ظاهر گردانید که در ماسبق احوال این آدم، طالق يك
جرم شدیدی، وجود است که بعد از بینهمه مجازات، مدهشی که دیده، و از طرف این همچنان
خویش نیز عفو شده باز هم وجدانش او را عفو نمیکند اما آثار پشیمانی وندامت و توبه
کاری ازهر وضع وحرکتش ظاهر و نمایان است . ازینسبب است که هرگاه دست خود
را دراز کند مهاجران بیمحا با بکمال محبت میفشارند ولی از بسکه وجدان او را در
اشکنجه وعذاب دارد آن دست را بدست نا.وسکاران نمیتواند که دراز کند .
شخص مجهول بعد از مسئله زاغاز بجنگل برنگشت . زخمهای خود را خود به تو
بندی و گذاشتن بعضی نباتات تداوی کرده دست مهاجران را نگذاشت که بجانش بخورد
اکثر اوقات خود را برپشته منظره وسیعه در زیر چبری میگذراند . آیا این آدم چه
اسرار دارد ؟
یکچندروز بدینمنوال گذشت . مهندس و ژه ده ثون باهمدیگر یکجا کوشش و کار
میکنند . گاه بکارهای کیمیا گری و گاه بکارهای حکمتی مشغول میشوند اجزاهای
بسیار مفید ورساله های خیلی نافع برای بسیار کارها ساختند . تاب وباتقروف گاه در
آغل وگاه درمرغانچه وگاه باهاربر بشکار سرگرم کار میباشند . شخص مجهول نیز و
ظیفه باغبانی و برزگری را بکمال سعی وکوشش اجراء میکند . زمینهای بسیار برایایل
شدیارکرده برای زراعت گندم حاضر ساخته است .
درپانزده هم ماه کانون اول شخص مجهول در نزد موسیوسمیت آمده بیکطور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
