Machine transcription
- ( ٢٩٦ ) -
چون گریه کردی معلوم است که انسان شدی مبارك باد !
باب شانزدهم
فهرست
اول سخن شخص مجهول - اقامت دوازده ساله در جزیرۀ تابور -
اعتراف - غیبویت - اعتماد سیروس سمیت - ساختن
آسیای بادی - نخستین نان - يك خدمت صاد
قانه - دستهای با ناموس .
بنابر آمیزه مهندس شخص مجهول بسایه گریه انسانیتش باز گشت نمود . بحقیقت
که گریه چیزیست که مخصوص انسانیت است .
مهاجران شخص مجهول را یکمدتی بر پشته منظره وسیعه تنها گذاشتند، و یکقدری
ازو دور شدند. دیدند که هیچ خواهش گریختن ندارد . بعد از مدتی که با چشمان گریه
آلود در انجا گردش نمود مهندس او را برفتن غراینتهاوز اشارت نمود . او نیز بدون
سرکشی با ایشان روانه شده بغراینتهاوز عودت کرد . بعد ازینوقعه بدو روز آثار
کلی زنده گی و هوشیاری در شخص مجهول نمودار گردید . هر چیز را بخوبی میشنود
و میداند ، ولی از سخن گفتن با مهاجران اجتناب میورزد . مهاجران هر چه که با او
سخن میگفتند او سر فرو انداخته بغیر از باریدن اشک و سر جنبائی دگر هیچ جوابی
نمیداد .
یکشبی بود که پا نقروف از او تاق شخص مجهول صدای سخن گفتن باکوشش رسید .
آهسته آهسته در پی او تاق او آمده گوش نهاد شنید که با خود تکرار نموده میگفت :
من لایق سخن زدن ، و بودن با اینهانیستم اصلانیستم ! یکقلم ! .....
کشتیبان چیزیکه شنیده بود همه رایکان یکان به رفقای خود حکایه نمود .. مهندس گفت :
- ازینسخن او معلوم میشود كه يك سر بسیار کدر انگیزی دارد .
مهاجران از قید محافظت و پاسبانی شخص مجهول را رهیدند . چونکه شخص
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
