Machine transcription
- ( ٨٠ ) -
سوخت جمع آمدند . مهندس ، و مخبر در انجا بودند پانقروف شکار خود را بردوش
داشته بی آنكه يك کلمه سخن بگوید بيك حيرت و الهانه مسرورانه گاه بسوی آتش و
گاه بسوی مهندس مینگریست .
ژه ده ئون به پا نقروف گفت :
- چسان دوستم ! آیا خوب آتش نیست ؟ این شکاریکه آورده اید آیا به این آتش
بخوبی پخته نمیشود ؟
پاتقروف - از برای خدا بگوئید ، که درداد ؟
ژه ده ئون - آفتاب !
بواقعیکه جواب ژه ده ئون صحیح بود . آتش شانرا آفتاب در داده بود .
پا نقروف زیاده تر بحیرت افتاده هیچ نگفت :
هار پر از مهندس پرسیدکه :
- آیا در نزد شما پر توسوزیعنی ذره بین موجود بود ؟
مهندس - نی اولادم ! پرتو سوز موجود نبود لکن پرتو سوز ساختیم .
مهندس اینرا گفته و پرتوسوزیکه ساخته بود و آتش را به آن افروخته بود
نشان داد .
این پرتو سوزی که مهندس ساخته بود از آئینه های روی ساعت خودش و
ساعت ژه ده ئون مركب شده بود که مهندس هر دو شیشه ساعت را کشید ، طرف
محدب یعنی برآمده آنها را بسوی بیرون آورده طرف مقعر یعنی طرف چقور آنها را
همدیگر برابر آورده ، و درون آنرا از آب پر کرده ، و کنارهای آنرا پاکتیره چسبناك
درختان جنگل با هم چسبانیده ، وخس و خاشاك بسيار باريك وخشك را باضيای
محراق پرتو سوز در داده این آتش را بوجود آورده است .
پا نقروف بعد از انکه این آله را تماشا کرد بكمال حيرت بسوی مهندس نظر کرد
و از فرحت و مسرت بی اندازه که به اوروی داده هیچ چیزی نگفته تنها به ژه ده ئون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
