Machine transcription
( ١٨٥ )
زیاده تر بقلبم فروبر !
شاعر - گفت : چرا ؟
دختر - گفت : چونکه قلبم مستحق اینجزا است . . .
شاعر - گفت : این خنجر را کدام دست جفـاپرست بسینه آئینه
مثالت فروزانده است ؟
دختر - گفت : عشق . . . . .
شاعر - گفت : آیا عشق ؟ !
دختر - گفت : بلی !
بنابرین شاعر بتفکر فرورفت . دختر نیز چشمانش را فروبست .
یکد و دقیقه بدین وتیره گذشت . بعد ازان شاعر - گفت که : اسم شما
و پدرتان چیست ؟ و در کجا اقامت دارید ؟
دختر ، بی آنکه چشمانش را بکشاید این جوابرا داد :
اسم من ( فلورا ) ، و اسم پدرم موسیو ( ویسمان ) است و در قشلاق
صیفیهٔ خودمان که بدینجا خیلی قریب است اقامت گزینیم .
شاعر پدر دختر را و صیفیهٔ شانرا قبل از ین میشناخت لاجرم کشتی
رایدان سمت گردانیده به پرکشیدن کشتی مسارعت ورزید . در ظرف
پنجد قیقه کشتی بصیفیهٔ مذکور تقرب جست . چند نفر از خدمتگاران
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
