Machine transcription
( ١٨٦ )
بر کنار بحر منتظر ورود کشتی بودند . لکن نه بدینصورت ! پس بنابر
اشارت شاعر بی آنکه صدا و فریادی بلند سازند دختر را بر داشته در یکی
از او تاقهای قریب عمارات صیفیه بردند . و باز بنا بر امر شاعر یکی از
خدمتگار ان به آوردن جراح بسوی قصبه بشتافت پدر دختر و مادرش و جمله
کسانیکه در صیفیه بودند از واقعه مدهشه مذکوره خبر دار گردیده سرا
سیمه بسوی دختر شتافتند . شاعر واقعه را همانقدر که دیده و از زبان
دختر شنیده بود بی کم وز یاد به ایشان بیان نمود . در اثنای این محاوره
جراح نیز داخل او تاق گردید .
کسانیکه دختر را احاطه کرده بودند از هم پاشیدند . جراح در نزد
فراش دختر رفته زخمش را معاینه نمود . بعد از معاینه و ترتیب ادویه
مقتضیه ، و تعریف صورت استعمال آن رو بمادر دختر آورده گفت که :
— غصه مکشید . زخم ماده وازل خیلی خفیف است . خنجر به استخوا
ن قبورغه تصادف نموده مانع از داخل شدن گردیده است و بهیچ آلت دا
خلی ضرری نرسانیده است . هیچ افکار و اندوه مکشید که در خصوص
حیات مادموازل هیچ تهلکه نیست. و این بیهوشی او راسبب کثرت سیلان
خو نست . حالا امر بفر مائید تا مادموازل را بر تختش برده بخوابانند .
و ادویه و معالجاتیکه ترتیب نموده ام عمل نمائید . وقت شام آمده باز زیا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
