Machine transcription
۸۴
فقر آراست چو برخاست تو چشم از خواب
جان برآید چو در آمد رخ او زیر نقاب
پای دل بست چو بکشاد ز رخ بند نقاب
دل ز غم جان نکشد تا نکشم لعل مذاب
هر زمان دیده من اشک حنائی ریزد
تا که اغیار دغا دست ترا بسته خضاب
برلبت خال سیه مردمک چشم من است
یا که بر لعل شکرخای تو بنشسته ذباب
شیخ تا نشه از چشم سیه مست تو دید
میکند خرقه و سجاده خود رهن شراب
منع من میکند اغیار ز لعل لب یار
نتوان کردن منع مگس از شکر ناب
چشم شوخ تو عجب ظالم بیدادگرست
که بیک چشم زدن ملک دلم کرده خراب
دیده ام از غم روی تو چو طوفان خیز است
که درو کشته نمودار فلک همچو حباب
طرزی آن دم که کند وصف خط زلفت رقم
شست باید دهن خویش بمشک و بگلاب
من طبعه
موج را دانی چرا هردم رود بر روی آب
بهر استقبال حیرت میدود بر روی آب
تاکه از شور و شر طوفان دریا وارهد
موج خود را سوی ساحل میکشد بر روی آب
بسکه طوفان خطر زین بحر جوشدو میدم
موج افتد از پی هم میرسد بر روی آب
از کف بیداد طوفان خطرناک محیط
موج از صد جا گریبان میدرد بر روی آب
در هوای میکشی هردم حباب پوچ مغز
کاسه خالی خود را می نهد بر روی آب
عزت میغرتی در هر کجا ظاهر شود
در بود ورنه بر آب و خس رود بر روی آب
کر نمی نم از یم لطفش بدریا در رسد
بحر پشت قطره از خجلت خزد بر روی آب
بر دماغ یم اگر بوی می لطفش خورد
موج بچو دختر زند مستان فتد بر روی آب
در هوای کوهر وصلش دریای طلب
طرزی بچون موج بیخود میدود بر روی آب
من طبعه
از صفا از بسکه پر خود بشکنم مانند آب
بر جبین چین از نیمی اشکم نماند آب
بها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
