Machine transcription
بسی که مینایم بیاد عکس شخص جلوهاش
تا کرد در حلقه کرداب هستی دور دیدیم
در گشاده عقدههای تار کار تشنگان
بسکه شستم رشتهٔ طول امل دور و دراز
رستم و گودرز را چون کاه بردارم ز جا
صاف طبع و نرم روی خوشگوارایم ولی
از صفای طبع با عکس غبار ادیدهام
در محیط هستی از ذوق فنا فارغ نیم
طرزی با اشغال کثرت نقش وحدت بستهام
خویش را بر روی آتش افگنم مانند آب
سیلی امواج بر خود بستهام مانند آب
جمله اعضا یکسرا پا ناخنم مانند آب
کارگاه موج دریا می تنم مانند آب
در مصاف دشمنان آهن تنم مانند آب
گاه طوفان غضب فیل افگنم مانند آب
در گذشتن موج چین دامنم مانند آب
نفس از موج حسرت جان کنم مانند آب
من ز بیرنگی خود را د منم مانند آب
حسن طبعم
موج ازان سرگشته هر سو میدود بر روی آب
هر نفس از شانهٔ مشاطه باد صبا
میشود همرنگ او با هر که صحبت میکند
از غمش دیوانه و شیدا کوه و صحرا میشود
تار موج پر گره در بزم دریا از حباب
کار گردن تا نگفتن فرق دارد ای رفیق
من چگویم وصف او ماءالحیاه زندگیست
تارکش از بسکه میرسد ز طبع نرم او
بر سر آبست طرزی خانهام بچون حباب
تا که بندد دسمه بر طاق خم ابروی آب
میشود از هم پریشان حلقهٔ گیسوی آب
صاف طبع و سادهدل افتاده از بیغرضی آب
گر نه بستی موجها زنجیر بر پهلوی آب
زنگهای بیصدا بستهست بر زانوی آب
تشنگی زائل نمیگردد بگفتگوی آب
هیچ عیبی خیره حشت نیست در آهوی آب
خاک بر سر باد آتش میکند در کوی آب
هر طرف چون موج از بس میدود بر روی آب
جواب مخمسشم
ماه من چین برفگند از عارض گلگون نقاب
سایهسان رفت آفتاب از تاب ز افتاب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
