Machine transcription
بسکه لبریز است گلشن از نوای عندلیب
طره سنبل بتاب افتاد از رخسار گل
پیش روی گل صبا گرد صف رخسار شانه
وصف بالای تو قمری گفت بر بالای سرو
در چمن بودم چنان دیدم که بیمار از شفا
تا مژده بر هم زنی از گل نه بینی رنگ و بو
رخنه دیوار گلشن هیچ میدانی که چیست
غنچه هیچ و لاله هیچ و باغ هیچ و مرغ هیچ
سال عمرت تا چهل شد خوی طفلی وانکنی
سیر گل بگذار و روی مردم دانا نگر
تا ز کوری داری بر عیب خود بینا شو
کفش من خوب کفشی ای فدایت جان من
از شکست رنگ می اید بگوش گل صدا
یا که بر طرف بنا گوش قران زلف دو تا
غنچه از خجلت میان رنگ بر خیزد ز جا
هست بالای ترا بالاتر ز بالای بلا
گفت طرزی چند بیجوشی ز رنگ گل وفا
کر تماشا میکنی رو سوی گلزار بقا
بر امید باغبان دارد ز حسرت خنده ها
هیچ شی باشی اگر بر هیچ گردی مبتلا
بگذرد ای جاهل ز جهل و سوی دانائی گرا
تا کند بیگانه ات از خلق و با خود اشنا
کش بزرگان خاک پای عاقلان تاج نیا
بعد ازین باشی تو طرزی را بهر جا رهنما
جواب صائب
اگر ز زلف کشائی کلاله در صحرا
ز انتظار قدت چوبه لاله گشت سفید
ز خود رسیدن دیوانگان دشت جنون
بکاک راه فتد کوه از صدا چه سپند
ز اتحاد که سرشتگان من دارند
ز سرد مهری آن شعله خوی گرم مزا
ز جوش داغ دل اتشین و طرز
چو ناف مشک شود داغ لاله در صحرا
سواد مردم چشم غزال در صحرا
نوشته نشود هم پیاله در صحرا
اگر ز درد شوم گرم ناله در صحرا
زند حلقه بمردم چولاله در صحرا
فسرده ایم بخود همچو ژاله در صحرا
نشسته ایم بر اخگر چولاله در صحرا
تتبع بیدل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
