Machine transcription
دلم شکسته بمرغاب گفتگوست کجا
چنان بجمال تو بالا گرفت منزل حسن
گل بهار بقائیم و لاله زار صفا
زپای بوس توام عمر خضر حاصل شد
زبس بوصف جمال تو گفتگو کردم
شود پر آبله از نازکی لبش طرزی
که مویه لب جام است سرمه زار صدا
که مارسات بگوش تو نالهای رسا
هلال چمبه تسلیم و آسمان رضا
که نقش پای تو ماراست عین آب بقا
چوخامه نا بگلوسد زبان شوق مقا
خیال بوسه لبش ار بگذرد بخاطر ما
جواب صائب
عصائی تا نباشد در کفم از گردن مینا
بزم ما غم و عشرت بهم آمیخته با هم
بیزم بیخودیهای تو ساقی عالمی دارد
دلم در پوشش قرار و عقل چون پروانه میسوزد
دلم بر نازک زبان سنگدل کهسار میبالد
مکن گردنکشی تا از شکست ایمن شوی ای دل
شکستن را نمیداند دگر اندیشه کی
نشاید بیخبر بودن زافسونکاری مستان
درشتی گر نمیخواهی درشتی پیشه کن طرزی
چوسایه بر نمیخیزم ز جا از دامن مینا
لب جاست خندان دائم و شیون کند مینا
بحیرت ماندن ساغر بپا افتادن مینا
چو کرد و کلبه ام پر نور شمع روشن مینا
سلامت سخت میگرزد درینجا برتن مینا
که از روز نخستین سنگ باشد مسکن مینا
که میباشد شکستنها درینجا جوشن مینا
که می را چون پری جاداده در پیرامن مینا
که باشد طبع نازک در شکستن دشمن مینا
بر روش بیدل
عالم از جلوه او جوشن بهار است اینجا
ابولهای رخ ما تو بنمود و دئی
ذره تا واکنی از هم اثری از مانیست
بحسابی است اگر وهم شمردن نزنی
گل ز پیریج او آئینه دار است اینجا
ورنه زنار هم از طره یار است اینجا
نفس سوخته بر دوش شرار است اینجا
که فلک با من تو ذره شمار است اینجا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
