Machine transcription
سروکیش بیدل
بسکه در اتش دوانیدم سپند ناله را
از غبار ناله کردم سرمه داغ لاله را
شب بیاد گرمی خوی تو از بس سوختم
شمع زد بر سنگ خجلت ساتگنی کاله را
دود دلها گرد رخسار چوماهت حلقه زد
پرتو مه سوخت اخر چون کتان این هاله را
در گلستان سرخ روئی مایه خون خوردنیست
بوستان از خون دل می پروراند لاله را
از فغانم شد گلو صد چاک مانند جرس
یک نفس تا رخصت فریاد دادم ناله را
پیش ابرو چشم تو دنباله داری میکند
اهوی شوخ تو از بس میکشد دنباله را
طفل شوخی خردسالی را بنازم کزنگه
چشم مستش میدراند دام صد ساله را
انکه چون خضرازپی خضرا محب موسی بود
معتقد کی میشود چون سامری گساله را
بر طرز بیدل
چو داری آرزوی جلوه بیخ او را
ز خود بیرون شود آیینه زانو را
بقدر پستی تو اوج جاه میبالد
که خم شدی ابرو چید بد مو را
دو ابرو پیش سر مردمان چو بال همات
ز بس کشیده رسا گوشهای ابرو را
ز بس زلفش بجلون سواد محو شدم
زسایه ام کند امروز طرح گیسو را
بجستجوی اثر مانده ام ز پا افتاد
از آن بسرمه فغانم نفس دپلو را
زبان لال شود شق چو خامه از گفتار
بخاطر اورد اثر مسلسل آن گفتگو را
دل رمیده عاشق حریف رندان نیست
نگرد غنچه سعد پیرهن نهان بو را
سپندسان بطپش داغ میشود طرزے
اگر با آینه گوئیم شوخی او را
بر طرز بیدل
خیال مستی چشم که از جامیبرد ما را
که چشم بیخودی از خود چودریا میبرد ما را
سبکساران ز خود مان روضع رفتارم چه میپرسی
که دایم جبه اسا چشم مینا میبرد ما را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
