Machine transcription
سینه الطف از شوق شعر باو کیم یارب
باین بی طاقتی تاب نگاهش را چسان آرم
بسان موج هر سویم بیکی رفته است از خود
من ازین ضعف از امروز نتوانم گذشتن هم
ندانم خیر از بوسه پای کیم یارب
ز عشق هرزه دام در دامن خورشید میغلطد
که از پس بخود بهمالد از جا سپرده مارا
که هرکس نام او میگیرد از ما میبرد مارا
مکر باد سر زلف چلیپا میبرد ما را
ولی امید وصلت سوی فردا میبرد ما را
که شوق سجده بر پایا اساس میبرد ما را
مکر طرز تماشا کجا ها میبرد ما را
جواب غنی کشمیری
کر شعله دلم کشد از جان زبانه را
هر کز نمیخورد بهدف ناوک مراد
اسنجاست شیشه دلها بتار موی
نازم بهمت بلبل خونین جگر که کل
چون برق اکر ز خانه گذشتم عجیب نیست
پروانه سان زرشک بسوزند بلبلان
سوزد چو خار خرمن و نیک نام را
بر نوک تیر اگر نگذارم نشانه را
مشاطه سوی زلف مبر دست شانه را
بر فرق جای میدهد شبنم اشیانه را
سرکشته ایم می نشناسیم خانه را
خواند چو طرزی این غزل عاشقانه را
جواب کلیم
کر میبرم ببار دیگر در که میخانه را
دل زما شکسته بود بعد عمری عاقبت
بسکه در زلف تو افتاده است دل ها بیشمار
ای صبا کو از زبان شمع بزم یار
مردمک در خون طپید امشب دل نالیدیم
هر صید مرغ دل ببردی غم و از خط و خال
ایکه از کوی جنون در کفم جزسنگ نیست
تا بروز حشر نگذارم زکف پیمانه را
بی بزلف خوبرویان بردم این دیوانه را
ارحجوم دل نباشد کلک شانه را
رحم کن با چند سوزی بی زبان پروانه
بسکه از خون جگر کردم این کاشانه را
صید یک جای ندانم و جای دیگر دانه را
سخنه زین به نباشد مردم دیوانه را جای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
