Machine transcription
تشنه اب دم تیغم دران سیرم کو
تاد می برحلق ما مالد دم شمشیر را
در بیابان غم او طرزی از مهجویان
کرد خود هرگز ندیدم حلقه جز زنجیر را
یار با رقیب بدیدم رقیب را
ز لفت خبر ز حال دلم کر نشد چه شد
هر کس نصیب بد دزخوان وصال تو
ما را که منع کرده ز دیدار گلرخان
یارب نگاهدار تو از چشم مردمان
چشمش نساخت چاره درد مرا دریغ
هرگز ندیده ام بدل جان شکیب را
در ملک کفر کس ننواز د غریب را
دردا که بهره نیست من بی نصیب را
کس از چمن برون نکند عندلیب را
آن سحر ساز نرگس مردم فریب را
بیمار ساخت طالع طرزی طبیب را
جواب صائب
بی رخت کیدم اگر اندر کنار آئینہ را
از دو چشم خون فشانم عارض خود را بپوش
حیرت دل کر بوصف ماه رویت دم زند
خنجر مژگان او ترسم که ساز و رخنه شش
بار دادی تا ببزم وصل خود آئینه را
صاف دل را نقش در سینه نبود جاکیر
هر که محو خود شود دیدار خوبان مفت اوست
همچو شبنم پیش خورشید رخت نابود بود
بیش ازین وصف رخ خوبت نباید در جهان
دل چنان تاب جمالت آورد کز یک نگاه
کرده وصف او طرزی اگر صائب کجاست
ز آه گرم خویش سازم پر غبار آئینہ را
زنگ کلفت زود گیرد در بهار آئینہ را
میکند سیماب آسا بیقرار آئینہ را
در کمین از پیش چشم شوخ یار آئینہ را
کردم از اه و نا دلم سنکار آئینہ را
عکس خوب و بد نباشد پایدار آئینہ را
حیرت دل عاقبت امد بکار آئینہ را
زان کشد ز نجیر جو ہر در کنار آئینہ را
عکس رخسار تو ساز دلاله زار آئینہ را
شرم رویت ساخت همچون آبدار آئینہ را
میتوان کردن آبی زنگبار آئینہ را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
