Machine transcription
مژده وصل آن جوان دل پر طر زیا
باز پس آورد روان خرمی شباب را
از لبش نتوان با فسون دکشی دشنام را
کز رگ یاقوت مشکل کس کشد کام را
پیش رویش حیرت افزا چون سحاب شد
شوخی حسنش بس برم میدهد آرام را
این چمن را غیر کوشش نیش چیزی بازیست
خار زنبور بشمر دیده بادام را
معصیت کم میکند خود را ز حیرت چون حباب
گر بیجنبش آوری دریای طافت عام را
افتاب عارض او خال او در بر کشید
روز در آغوش بدارد سواد شام را
از ضعیفی ها مشو غافل که شیران صید اوت
گرچه اینجا بیشتر از مو نیابی دام را
نقش زلفتش تا بدل شد شست دل از شکوه ما
موی از فریاد سازد منع طبع خام را
حلقه زلفش نه بهر صید دل در جنش است
شوق صید آورد در پرواز آخر دام را
از دهان تنک او ناید جواب حرف ما
ماند پا در شکر از لعل لبش پیغام را
جز گل حسرت درینجا حاصلی در بار نیست
طرزی نش زبن بهارستان تنگ اندام را
بس کن ای دل چند داری ناله شبگیر را
برده اند از ناله هایت قوت تاثیر را
چشم خون افشان را زبس نوحشت اشک ریخت
کرد بچون چشم ماهی حلقه زنجیر را
کر رسد از تست زنگیر تو روزی نادکی
من نشانم چون مژه بر چشم خود آن تیر را
در دسر می آورد فریاد شورانگیز ما
سرمه امدادی که خاموشی دهم تقریر را
گل دهان از خنده چون بند د کزان لبها ز ناز
میدهد رنگ تبسم غنچه تصویر را
در هم با قامت چون گل نشین دلا
تا کی از کوشه یابی نشان تیر را
آب چشم از در تهمتهای که دارد بر سرم
خانه نگذشت الا خانه ز نجیر را
بر سر هم می دهم سندیم کا ندار در حشر
خلقتی جر عفو نبود صاحب تقصیر را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
