Machine transcription
نواءی بلبل طبعم رسید با بچمن
بخون خویش چو بسمل طپید دلم هردم
خدنگش از دل عطری برون نمی آید
خموش غنچه صفت ساخت عندلیبان را
بخواب بینم اگر آن خدنگ مژگان را
که سوز سینه او آب کرد پیکان را
بیروگش بیدل
ز بس دز دیده ام از چشم ستمطأملى را
مزن دم ای دل از جمعیت اجزا هیچی را
زسوز گفتگوی شعله ایجادم چه میپرسی
بسندل سائی هچون شمع سائیدم سراپا را
اسیر الفت اویم و گرنه از سبکروی
نگاه بسمل نازت بایما این نو ا د ارد
لب زخمش ندارد رنگ الفت تا ابد طرزی
نگاهم زیر بال آئینه دارد پر فشانی را
نفس شیرازه دارد این کتاب نگوانی را
نفس آموخت شمع محفل آتش زبانی را
نکردم چاره ای بیدرد درد و استخوانی را
چونکهت در طلسم غنچه دارد پرفشانی را
که دارم از شکست بال ساز آشیانی را
مزن تامیتوانی بر جگر زخم زبانی را
به سرخ غمازه طرا نیم تاب را
زیر نقاب میکنی عارض خود بنهان
دعوی حسن کرد و خیره حجاب نارزو
سایه صفت ز شرم تو خور بزمین جبین نهد
خواب بدیده ام در چند فسانه خوانیم
نکهت زلف تو بچین کر بخطا گذر کند
جانبی نفس زسینه ام شعله زبانه میکشد
پیش تو ای صنم دست زباده کی کشم
بر طرف عذار خود طره چه تاب میدهی
سایه نگر که میکشد در بغل آفتاب را
تاب نیاورد کتان پرتو مهتاب را
برکش و بیحجاب کن بام من آفتاب را
از رخ همچو ماه خود کرفگنی نقاب را
رانگه فسون چشم تو برد وز دیده خواب را
غوطه بخون دل د هد نافهٔ مشکناب را
پیش تو کر بیان کنم سوز دل کباب را
منکه چو آب میخورم خون دل شراب را
چند نهی که باند بر رخ گل غراب را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
