Machine transcription
صدای ناله رنجیر از نفس خیزد دلم بسینه تپیدن کرد بسکه شیون را
زترک چشم توام دل چنان کرد دوچار که تیر ناز تو صد جاشگافت جوشن را
اگر زعابرض کلکون نقاب بردار چو طوف باغ کنی پر زلاله کلخن را
بنقته پیش سخن آفرینی قلم برون زکام برآرد زبان سوسن را
براه یاد خیال تو هر شبی ای شوخ کنم ز اشک چراغان طرار دامن را
زخار طعنه اغیار غنچه سان طرزی بچشم بسته تماشا کنیم کلشن را
به روش بیدل
بنازم شعله خوبای تمک خون بسمل را که چون بال سمندر میکند شمشیر قاتل را
شود پای که مجروح از نظاره زلفت ز بس شکرد دست شانه آنجا شته دل را
نشان مقصد ما برق تازان را چه میپرسی که جوش وحشت ما کرد بی آرام منزل را
بیاد عارضت کلشن در آب انداخت کلها را بلی در آب میشویند مردم روی دایل را
نه این دم بسل ما درس آزادی نمی بردارد که با خود داشت اند بیضه دگر تیغ قاتل را
نمیدانم جبین پرعرقنا کیم طرزی که شرم من خجلت آب میسازد مقابل را
جواب صائب
بلاست پیش حقا ئینه صاف طبعان را غبار زنگ بود دیده می حسیدان را
گشاید از بچمن آن دو لعل خندان را زاشک غنچه کند پرزخون کلستان را
کو بجنجر که بارم بخنه خوبیی نهان با شرب کرده استجوان را
بجلوه آید اگر با قد چو شعله ناز چو شمع آب کند سرودای بستان را
چو جید جبین غضب تیغ ابروی یارش به نیم برزو د جوهر به تیغ دامان را
بیاد او دل جمعم زبس پریشان شد چسان بچنگ کشم کاکل پریشان را
ز دیدن رخ خوبان مساز منع مرا زباغ دور مکن بلبل غزلخوان را
وای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
