Machine transcription
۵۵
تا که وصف لب لعل تو نوشتم طرزی
سخنان چو گهر در شکر افتاد مرا
جواب صائب
شب چنان برد خیال تو ز سر هوش مرا
که چو آئینه ز خود کرد فراموش مرا
در اد یگاه وصال تو بسان مه نو
کرده خمیازه کش حسرت آغوش مرا
کرده چون فاخته از خاک نشینان چمن
جلوه قامت آن سرو قبا پوش مرا
ننهم پای زمیخانه شوق تو برون
چون سبو گرچه ببندم سر و دوش مرا
چون سر زلف بهر سو ندوم میسرو پا
جانشین ساخته چون خال بناگوش مرا
غنچه سان پیر هن چاکم از شوق قبا
گر شبی یار کشد تنگ در آغوش مرا
خام سوز هوسم شمع صفت ای طره
روز صد بار اگر عشق دهد جوش مرا
جواب واقف
عمر ها در بند غم بود است شیون مرا
از محبت میفشارد زنجیر در گردن مرا
بسکه خوردم بر جگر خار فراق گلرخان
دل بسان بوته خار است در گلشن مرا
بر گلستان نازها دارد طرار دانشم
بسکه مژگان میکند خون دیده در دامن مرا
چاک زخم سینهام را بخیه زخم دیگر است
نوک تیر غنچه ناز است چون سوزن مرا
سوزش عشاق نور بزم معشوقان بود
از گداز شمع این معنی بود روشن مرا
دل مدام از دیده بیدار خواهد به پند
از که نالم دیده روشن بود دشمن مرا
نوک پیکان خدنگ ناز آن ابرو کمان
کرد دل در سینه صد جا چاک چون جوشن مرا
ناله بنیاد دلم را همچو که بر باد داد
عاقبت آتش فتاد از باد در خرمن مرا
از شرار حسن عالم سوز او طرزی مپرس
خوی گرم آتشینش ساخت چون گلخن مرا
مربوطش بیدل
جمع کرد آخر چو زلف او پریشانی مرا
صاف چون آئینه آخر ساخت حیرانی مرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
