Machine transcription
۶۶۷
بند دوم
ساقی بده آن می که دل از وی بجزوشت
در مغز خرد جوشش و گم سر خوش و هشرت
می ریز به پیمانه از آن شیرۀ حض
لی نشئه سرم سر کو بار بدوششت
در پیش می و فلفل بستاد و حمیرا
پیمانه درین شته و ساغر همه گوشت
دارم سر از بس هوس بادۀ گلگون
چون جام زحم رفته دلم در خروشش
یک قطره چکان بر لب ما تلخ دهانان
زان بادۀ چون زهر که شیرین بنوشت
از تربیت پیر مغان طفل سینا
در گوش حریفان از و دار سروشت
بی باده چنان زنده توان زیست که مارا
از باده روان خرد و دانش و هوشت
ما موج شرابیم و حباب می نابیم
بی باده ولی جام جهان نقش سرابیم
بند سوم
ما را که در پیر خرابات مقام است
ورد قدح باده و ذکر می جام است
در پای خم از بسکه ز خود بیخود و مستم
از شنبه و آدینه ندانم که کدام است
از بزم تو ساقی نتوان رفت بجائی
از موج می ناب دلم بسته بدام است
شبوست دماغم چو دهان گل فردوس
تاموج می اندر زدن جامم بمشام است
ای پیر خرابات با گوشۀ چشمی
درد سر مخمور بیک جرعه تمام است
من چون نشوم بندۀ فرمانبرت
جمشید همان حلقه بگوش لب جام است
بحرم اگر می کنجاند بکامم
زان سیل دل مانی و جانم مدام است
ما موج شرابیم و حباب می نابیم
بی باده ولی جام جهان نقش سرابیم
بند چهارم
ساقی بده آن بادۀ شیرین چشمیرم
گردید نرم باده دمی زود بمیرم
جز سطر خط ساغر رسد هیچ بخاطر
گویاز خط جام بود نقش ضمیرم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
