Machine transcription
۶۲۹
عزت حاصل علم و فن که شمار یاد عدم کسے
زبار گلشن بیشأن مخار مارسی و همی شأن
شوی تو مایل این شأن تو بگیراسن ناکسان
نه هوش مرده ات انگیخته گید هستی باغ جانت
بیقین معرفت گنهان تفکرت ببرم گمان
چو کشف گنه بخیال مان بروی سر تفکرت
بهار هستی بیاثر نموده خطر مانی
طرب اشیان تصورم بفرود عشربت ناغمی
بچه پایه زندگی دلم از جگر بکشد دمی
نه بید صبحم از انجمن که نه بت صورت شبنمی
حذر از مال تر ددی که نفر که از ی گمی
چو میراند ر نظر ایک شکی نه رود گذرا
رصد اگر چه رهت سفر خرم جاده هر گذرا
رہی بطنت ہر قدر تو بر از خود نفسی مدرا
اگر ز تردد بی اثر رسی بمنصب اہل و پرا
چو نهال صبر کن انقدر که زیپای خسته علامتی
سخنان طرازی بیزبان در پار زرخم دلی امان
نوز ناله در د دلم بخون دلی شکسته فغان
بحضور غنچه باغ جان شده ام چو گل ارسا کان
من زار بیدل ناتوان نیم انقدر بدان گران
که جو بوی گل دم امتحان تر از وی نفسی کشی
مخمس بر غزل بیدل کشته
چه جلاست اینکه ز باغ جان بوای ملک تنش
که نمود با تو ازین بیان که بسوی انجمن امد
که در درجه یافت که برون ز پیرہن امد
که کشید دامن فطرت که بسیر ما و من امد
نوبهار عالم دیگری بکجا باین چمن امد
دم سرد صبح بهار جان بچه روی دل افروز
نفس ہوای گل غرور سید بال هوس نبرد
دم شاخ عالم معنوی نسر و رنگ نورسید
شجر حدیقه الهی سمت جیب خون در د
چه هوا پرده نداشت که برون پیرہن امد
نه نگه روی تو باز شد نه سر شک شمع گداز شد
نه پرید غم پر باز شد نه ترانه نغمه ساز شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
