Machine transcription
۶۰۱
مانده زلف سرکشت را نزنید و لهاد و تا
دارم از هر تار زلفت یک ابد عمر دراز | ریشه تا باغ ازل قدت رساند از روی ناز
از طپیدن تا لبت این غنچها دارد بساز | بسته بر بال اسیرت نامه پرواز ناز
خفته در خون شهیدت جوش گلزار بقا
خال اگر بر عارضت از خود نمائی دم زند | چون تبسهای گندم راه بر آدم زند
بسته هم از خند با این نقش بر خاتم زند | لعل خاموشت کر از موج تبسم دم زند
غنچه سازد در چمن پیراهن از خجلت قبا
تا کبودم دیده دیدم بسته نام و سنجم | زان سبب طرزی بجایت شیرین میکنم
این زمان چون طوطی از متن خود می تنجم | عمر باشد در هوایت بال علوی میرنجم
تا کجا پرواز گیرد بیدل از دست دعا
مخمس بر غزل بیدل گشته
شده گفتگویی که حسرت کسی چو طفلان سخن درا | هوای لاله کنم نفس منعان تا ناله چو من درا
بهار معنی برنگ و بوچو گلاب غنچه دهن درا | شگفت اگر ببوت کشد که بسیر شهر دیمن درا
تو ز غنچه کم نه میدۀ در دل گشا بچمن درا
چو سرشک دشمن آبرو ز پیوستم همیشه خون بجو | هوای ریشه آرزو بد و بدلی همه سو بمو
به نسیم هر طرفی بپو چو صبا روی بچه کو بکو | پی نافهای رسیده بو همه در حمت جستجو
کجال حلقه زلف او کره خورد بختی درا
ز تری نشسته این گلی تو چو خاک مرده ساسان | زفسردن این همه کاملی چو ره فتاده منزلی
بخوان پر اگر عافلی ز صفای زنگ کل و | بکدام ائینه مائی که ز فرصت اینهمه غافلی
تو نگاه دیده نمی مزه واکن بخن درا
ز ازل جهان بد نوشد من پای تو عدد شد | دم پیر با صمد نو شد سر چکر حصار حسد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
