Machine transcription
خوی گرتش با لالش د هاندیس مرکز
چون شیر کوه خورد در بغل شیشه ما
بر روش بیدل
از نقش پا کسی نبرد پی بجای ما
کز ضعف همچو اشک سرگشت پای ما
از بسکه رفته ایم بشوقت ز خویشتن
در گوش ما ز عجز نیاید صدای ما
ترسم که غرق زنگ کدورت شود سرت
آئینه دور شو ز رخ مصفای ما
همچون سپند سر به جهد از فغان خویش
تا شد بلند شعله برق صدای ما
مشکل که ره بریم بار ام سوی دوست
از خود رمیدن از شو د اشنای ما
چون قطع ره کنیم که از جوش عاجزی
هر قطره اشک آبله شد بپای ما
عریان خوشیم ور نه خور از سوزن مژه
مید و حتی ز اطلس گردون قبای ما
طالب بز هر دولت دنیا نمیرویم
دار و شکر بکام فی بور پای ما
مقصود ما ز دست گریبان نمیر سد
کافی است مطلب آب ز شرم گدای ما
طرزی برهنه پائی ما را نظاره کن
گلزارها دمیده ز هر خار پای ما
بطریق بیدل
از بهار بیخودی گر گل کند سودای ما
چون شرر در سنگ نتوان داشتن اجزای ما
ما برای درد ما خط غبار عاجز است
ناتوانهای ما فهمد مگر انشای ما
در تگاپوی نفس دل عاقبت از دست رفت
آب شد کو ہر ز جوش موج در دریای ما
از شکسته هاست ایجاد من ای مژگان چورشک
با دو صد آغوش نتوان داشتن اجزای ما
جلوهای حسنش از ما میتوان نظاره کرد
در غبار ناله مجنون بود لیلای ما
در ادبگاه محبت از گداز ما مپرس
ہچو شبنم یک نم اشک است سرتا پای ما
دل چو بسمل پر قدر در خون حسرت میطپد
رنگ استغنا شمار دیار بی پروای ما
غیر برنگی خیر دوش از بهانه ام
در بغل چوش پری دارد بهمان صہبای ما
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
