Machine transcription
پیداست ای کور باطن با بنه در راه حق
زانکه خار از ناخن کشید است در صحرای ما
یکسر بودر کف ذات او نمی آید ز ما
گرد مدارجهای هر مو دیده بر اعضای ما
بسکه در ذوق فنا از هستی خود رفته ایم
طرز می آغوشش عدم کرد است خالی جای ما
بر طرز بیدل
تا حرف سوز عشق تو شد گفتگو ی ما
چون شمع شعله گشت گره در گلوی ما
نامردمی نگر که بر چشم مردمان
طفل سرشک میدود هر دم بروی ما
در پای خم ز دست درازی محتسب
بر سر گرفته دست تحیر سبوی ما
در سوج ابر و چو غوطه میزنیم
تا قاضی به کست آرزوی ما
زخم میار تیغ تو گوید بزیر لب
آن آب رفته باز نمیاید بجوی ما
زرد و ساده پنجه بر نقش کار هاست
رنگ دو عالمست نهان در کدوی ما
طرزی بیا که عیش تمنای گریه ام
چون شیشه است رانیهن بگلوی ما
بر روش بیدل
کیست تا فهمد زبان بی زبانهای ما
زانکه از خط غباری دورست انشای ما
چون کنم پرواز از دام تمنای رخش
نزد گره صد جا خیال جلوه اش بر پای ما
سوی ما نازک دلان فهمیده ترنه پای ناز
حور وشکست است بر کهسار خم مینای ما
بسکه زهر غم چشیدم در بیابان فراق
سبزه زهر آلود غم سر وید از صحرای ما
زرگ کل کر نباشد رشته در دست صبا
کی شود شیرازه چون کل دسته اجزای ما
تبز آهی میوان انداخت طرزی بر نشان
چون کمان تا خم شد از بار غمت بالای ما
بر طق بیدل
کیس پشت دست نرسد بکوی ما
تا نگذرد ز خاک بالا هوای ما
بسکه بحد کمال شور جنونم رسید
بوسه بصد چشم داد سلسله بر پای ما
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
