Machine transcription
از اشك چشم منو محيط است بكو ام
برآب ميپيچ رود سطر آه ما
چون شيشه خون زبا نفس ميكنيم
از خون پر است چون رگ ياقوت آه ما
كر طرز جلوه تو چنين هوش ميبرد
ايستد زور چون شرر تار نگاه ما
از بس زجلوه تو كران شد نظار ام
دارد صدای ماندن پاي نگاه ما
از جوش رشك دامن حشر چو غنچه شد
چندان پريد رنك زروی كناه ما
بر فخر پر تاج شهان ناز ميكند
از عجز ما شكست پر خود كلاه ما
از شرم فيض سير خيابان كوي او
ريزد صفاي نور چو شبنم زماه ما
گمراه چون شويم ازين شاهراه عام
كافروخت شمع شرع پيمبر براه ما
در سينه تخم مهر بتان بسكه كاشتيم
آورده بار مهر كيا ه هر كيا ه ما
بر چشم هر سر رنگ تو ديديم يك شي
ريزد چو گرد سرمه زمركان نكاه ما
غافل مشو چو مردمك از تيره روريم
ريزد صفا نور زرور سياه ما
طرزي كل كلاب بدستش عوض ديم
ريزد كسي كه خار زحسرت براه ما
بطرز بيدل
بسكه چون شعله بر افگر دود انديشه ما
ميشود باد شرر در بغل شيشه ما
بسكه در بيشه دل تخم الم كاشت ام
پر زخون چون رگ ياقوت بود ريشه ما
صفت كوهكني كز هنر فرهاد است
جان شيرينهاست بخجا سنگت پيش ما
پيش آتش نفسان كوه طرف چون كرد
بيستون آب شود از شرر تيشه ما
من كجا و هوس مستي سرشار كجا
كه نهان در بغل سنگ بود شيشه ما
سينه من نئي نيستان شده است
زخم دل چشمك شير است درين بيشه ما
در خيال لب ميكنون دو چشم است
باده جوشيده چوخون در بغل شيشه ما
برق فكرم شده از بسكه بياد تو رسا
از فلك ميگذرد تيزي انديشه ما
وبي
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
